اگر در مؤمنى باشد ، در پناه خدا ، و به روز رستاخيز در سايهء عرش خدا است ، و خدايش از هراس آن روز بزرگ او را آسوده دارد . هر كه به مردم همان دهد ، كه از آنها توقع دارد . مردى كه گامى پيش و پس ننهد تا بداند كه در طاعت خدا پيش رفته است يا در معصيتش ، و مردى كه برادرش را به چيزى عيب نكند تا آن عيب را از خود دور سازد و راى مرد همين بس كه عيب خود گيرد و از عيب مردم چشم پوشد .
هيچ چيز نزد خداوند پس از معرفت او محبوبتر از پارسايى در شكم و عورت نيست . و چيزى نزد خدا محبوبتر از اين نيست كه حوائج خود را از او مسئلت نمايى .
امام سجاد ( ع ) به فرزند خود محمد ( ع ) ، فرمود : هر كه از تو طلب خير كرد با وى به نيكى رفتار كن ، چنانچه سزاوار بود ، به جا عمل كردهاى و اگر او اهل آن نيست تو خود شايستهء آنى ، و اگر مردى از طرف راستت تو را دشنام داد و سپس به سوى چپت گرديد و از تو عذر خواست ، عذرش را بپذير .
همنشينى با صالحان به نيكى دعوت كند ، و به آداب دانشمندان زيستن عقل را فزونى دهد ؛ و طاعت واليان امر كمال عزت است ، و استفادهء از مال كمال مردانگى . و راهنمايى و ارشاد آنكه از تو مشورت جويد ، قضاى حق نعمت ، و خوددارى از آزار ديگران كمال خرد ، و مايهء راحت تن در دنيا و آخرت است . منزه است خدايى كه اعتراف به نعمت خود را ستايش خود شناخته و منزه است آنكه اعتراف به درماندگى از شكرش را شكر دانسته .
كلمات قصار آن حضرت نقل از تذكرهء ابن حمدون
در كشف الغمه آمده است كه : آنچه را كه محمد بن حسن بن حمدون از سخنان حكيمانهء امام زين العابدين ( ع ) ، در كتاب تذكره آورده چنين است كه فرمود :
- مؤمن در ميان سه خصلت هرگز هلاك نگردد . شهادة ان لا إله الا اللّه وحده لا شريك له ، و شفاعة رسول اللّه ( ص ) ، وسعة رحمة اللّه عز و جل .
- از خداى عز و جل بترس به خاطر قدرتش بر تو ، و از او شرم كن ، بدان جهت كه به تو نزديك است ؛ و هر وقت به نماز ايستادى چنان باش كه گويى آخرين نمازى است كه به پا داشتهاى ، به اين معنى كه به هنگام نماز چنان با خوف و خشيت باش كه گويى ديگر عمر تو كفاف ندهد كه به اين افتخار نايل آيى .
- از خداى بترس ، بىآنكه خود به كارى بپردازى كه عذر آن بايد خواست .
- از شادى بر گناه بپرهيز ؛ زيرا خوشنودى و شادى بر معصيت خدا گناهش از ارتكاب به آن به مراتب شديدتر است .
كلمات آن حضرت به نقل از تذكرة الخواص
على بن الحسين ( ع ) ، مىگفت : مردم به طرق مختلف به عبادت و پرستش خداوند مىپردازند . عدهاى از روى ترس و بيم ، كه اين عبادت ، مخصوص بندگان و غلامان است كه به واسطهء ترس از مولاى خود انجام مىدهند ، و عبادت گروهى ديگر مبتنى بر حرص و طمع است ، و اين عبادت بازرگانان است ، و دستهاى نيز