تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 249

مساهمون:

ص٢٤٩
به اين ترتيب فرزدق شاعر معروف ، على بن الحسين بن على بن ابى طالب ( ع ) را معرفى كرد . هشام از اين منظره سخت در خشم و غضب فرو رفت . و يارانش نيز به امر او فرزدق را در عسفان ، كه محلى بين مكه و مدينه بود ، به زندان افكندند . هنگامى كه مراسم حج پايان يافت ، على بن الحسين ( ع ) ، هزار دينار براى فرزدق فرستاد ؛ اما وى نپذيرفت و به فرستادهء امام ( ع ) گفت : به على بن الحسين ( ع ) ، عرض كن كه من به خاطر خدا اشعار خود را سروده‌ام ، نه براى پاداش و جايزه . فرستادهء على بن الحسين ( ع ) دوباره به سوى فرزدق بازگشت و گفت : زين العابدين ( ع ) ، فرمود : آنچه از دست ما اهل بيت عطا شده پس نخواهيم گرفت ، فرزدق اين بار عطاى امام ( ع ) را پذيرفت . آنگاه فرزدق كه در زندان به سر مىبرد ابيات زير را در هجو هشام سرود و گفت :
أ يحبسنى بين المدينة و التي * اليها قلوب الناس يهوى منيبها يقلب رأسا لم يكن رأس سيد * و عينا له حولاء باد عيوبها
پس از چندى كه هشام از هجويهء فرزدق كه در زندان او به سر مىبرد آگاه شد فرمان آزاديش را صادر كرد . از مطالب گذشته درسى عظيم گرفته مىشود و آن پى بردن به اين حقيقت است كه عزت و محبوبيت حقيقى و شخصيت و مقام واقعى ، تنها در سايهء دين و تقوى و علم و دانش به وجود مىآيد و به ملك و سلطنت متكى نيست و هرگز با توسل به زور و قهر و غلبه به دست نخواهد آمد . چنان كه ملاحظه مىكنيم هنگام زيارت خانهء خدا هيچ كس به هشام و به ملك و سلطنتش كمترين اعتنايى نكرد و چنان به تحقيرش پرداختند كه سخت برنجيد . اما على بن الحسين ( ع ) كه جز نيروى دين و تقوى و پرهيزگارى و علم و دانش قواى ديگرى در اختيار نداشت ، همين كه به قصد استلام حجر الاسود به راه افتاد همگى به تجليل و تكريمش پرداختند و اين خود حقيقتى است كه با اندكى بررسى و دقت براى هر كس به خوبى آشكار خواهد شد .

اخبار و احوال امام

چنان كه برقى در كتاب محاسن آورده است : وقتى عبد الملك اطلاع يافت كه شمشير رسول اللّه ( ص ) نزد على بن الحسين ( ع ) است ، شخصى را نزد امام فرستاد و به اين عذر كه بدان احتياج دارد از امام خواست شمشير را براى وى ارسال دارد ؛ اما على بن الحسين ( ع ) ، از اين امر خوددارى كرد ؛ آنگاه عبد الملك نامه‌اى براى وى فرستاد و آن حضرت را تهديد كرد ، و اطلاع داد كه مقررى او را از بيت المال قطع خواهد كرد . على بن الحسين ( ع ) ، در نامه‌اى به او چنين نوشت : بدان كه نجات پرهيزگاران به دست خداوند بوده و او ضامن است روزى هر كس را از جايى كه هرگز گمان نبرند ارسال فرمايد ، و خداى عزّ و جل در قرآن كريم مىفرمايد :
( إِن اللَّه لا يُحِب كُل خَوَّان كَفُورٍ
« 1 »
)
، ( خداوند دوست ندارد كسى را كه خيانت ورزد و خودستايى كند ) . اكنون بنگر كه كدام يك از ما مشمول
هامش
( 1 ) سورهء حج آيهء 39