تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 244

مساهمون:

ص٢٤٤
در خانه‌هاى خود به انتظارش مىايستادند و همين كه وى را مشاهده مىكردند در حالى كه مىگفتند صاحب انبان آمد به جانب وى مىشتافتند . از كتاب سوق العروس از ابى عبد اللّه دامغانى روايت است كه على بن الحسين ( ع ) آجيلى را كه مركب از مغز بادام و شكر بود دوست مىداشت و اين آجيل را بيش از همه به تصدق مىداد و مىگفت : چون من اين خوراكى را دوست مىدارم سزاوار مىدانم از همين متاع محبوب خود در راه خدا به صدقه بگذارم . آنجا كه در قرآن كريم مىفرمايد :
( لَن تَنالُوا الْبِرَّ حَتَّى تُنْفِقُوا مِمَّا تُحِبُّون )

« 1 » . چنان كه ابو نعيم در حليه روايت كرده و ابن سعد در طبقات به سند خود از ابى جعفر آورده كه وى گفت : پدرم على بن الحسين ( ع ) ، دو بار اموال خود را در راه خداى عزّ و جل تقسيم كرد و مىگفت : خداوند تعالى بندهء مؤمن گناهكارى را كه توبه مىكند ، دوست دارد .

آزاد كردن بندگان در راه خدا

ابو نعيم در حليه به سند خود از سعيد بن مرجانه آورده است كه : على بن الحسين ( ع ) كه در آزاد ساختن بندگان شهرت به سزايى داشت ، روزى يكى از غلامان را از عبد اللّه بن جعفر به ده هزار درهم و يا هزار دينار خريدارى كرد و وى را آزاد ساخت . ابن طاووس در كتاب شهر رمضان معروف به كتاب اقبال به سند خود از امام صادق ( ع ) روايت كرده است كه : على بن الحسين ( ع ) هرگز به زدن غلامان و كنيزان نمىپرداخت و همين كه ماه رمضان فرا مىرسيد بيش از مواقع ديگر اين امر را رعايت مىكرد . روش او چنان بود كه هر گناه و خطايى را كه غلام يا كنيزى مرتكب مىشد به نام وى در دفترى ثبت و ساعت و روز وقوع آن را نيز يادداشت مىكرد و از عقوبت آنان خوددارى مىكرد ، و در اين باره چيزى به آنان نمىگفت تا آنكه آخرين شب ماه مبارك رمضان فرا مىرسيد . در شب عيد فطر همهء آنها را به حضور مىطلبيد . دفتر را مىگشود و خطاها و اشتباهات هر يك را به نام مىخواند و به هر يك مىگفت : در فلان روز چنين خطايى را مرتكب شده‌اى و من تو را عقوبت نكرده‌ام . آيا به خاطر دارى ؟ او در پاسخ آن حضرت مىگفت : بلى ، يا بن رسول اللّه . بدين ترتيب يك يك آنها به گناه خود اعتراف مىكردند . آنگاه در ميان آنها مىايستاد و از آنان مىخواست كه بگويند : يا على بن الحسين ، همچنان كه اعمال ما را ثبت كرده‌اى پروردگارت نيز اعمال تو را به ثبت رسانده و نزد او كتابى است كه ناطق به حق است و هرگز عمل كوچك يا بزرگى از نظر او مخفى و پوشيده نخواهد بود . پس از گناه ما درگذر ، تا خداوند كريم تو را نيز عفو فرمايد . او نيز مىگفت : ( و ليعفوا و ليصفحوا لا تحبون ان يغفر اللّه لكم . ) سپس در حالى كه در ميان آنها ايستاده بود دست به دعا بلند مىكرد و به آنان نيز اشاره مىكرد كه با وى بخوانند و خود با چشمانى گريان چنين مىگفت : بار الها ، تو خود امر كردى ، از آن كس كه بر ما ستم كرده درگذريم . اكنون به فرمان تو آنان را بخشيدم . پس تو نيز ما را ببخش . زيرا كه تو به بخشش از ما
هامش
( 1 ) به نيكويى نمىرسيد تا اينكه انفاق كنيد از آن چيزهايى كه دوست داريد ، ( سورهء آل عمران آيهء 86 )
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 244 | السيد محسن الأمين / حسين وجدانى