تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 242

مساهمون:

ص٢٤٢
حضرت در برابر يزيد خود دليل بارزى بر شهامت و شجاعت اوست . و آن به هنگامى بود كه يزيد بر مسند حكومت و قدرت تكيه داشت . امام زين العابدين ( ع ) خطاب به پسر معاويه چنين گفت : اى پسر معاويه و هند و صخر ، تو خود مىدانى كه پرچم رسول اللّه ( ص ) در جنگ بدر و احد و احزاب بر دست جدم على بن ابى طالب ( ع ) قرار داشت ؛ اما پدر تو و جدّ تو پرچم كفار را به دست داشتند . و در جاى ديگر نيز به همين ترتيب يزيد را مخاطب ساخت و گفت : واى بر تو ، اگر به اين فاجعه‌اى كه دامن خود را آلوده ساخته‌اى كمى انديشه مىكردى ؛ آن وقت به كوه و بيابان گريخته و فرش خود را جز خاكستر قرار نمىدادى . اكنون بر تو بشارت باد كه سرانجام انگشت ندامت بر دهان مىگيرى و به ذلّت و خوارى و زيان بزرگى گرفتار خواهى شد .

سخاوت و كرم امام

اربلى در كشف الغمه از كتاب نثر الدرى از ابن اعرابى روايت كرده مىنويسد : آنگاه كه يزيد بن معاويه لشكريان خود را جهت قتل و غارت به مدينه گسيل داشت ، على ابن الحسين ( ع ) چهار صد زن همراه با شوهران خود از قبيلهء بنى عبد مناف را پناه داد ، و تا آنگاه كه سپاه مسرف بن عقبه متفرق شدند و مدينه را ترك كردند همچنان در خانهء على بن الحسين ( ع ) ، به سر مىبردند . علامهء اربلى اضافه كرده مىگويد : موقعى كه ابن زبير نيز به طرد و اخراج بنى اميه از حجاز پرداخت على بن الحسين ( ع ) بازهم به همان ترتيب رفتار كرد و بسيارى از خانواده‌هاى مختلف را در كنف حمايت خود درآورد . و از زمخشرى در ربيع الابرار آمده است كه : وقتى زيد بن معاويه ، مسلم بن عقبه را به قتل و غارت مدينه فرستاد ، زين العابدين ( ع ) ، چهار صد نفر از زنان مدينه همراه با اولاد و حشم آنان را در كفالت خود درآورد و در خانهء خود جاى داد . و تا وقتى كه لشكر مسلم مدينه را ترك نكرده بود همچنان آذوقه و غذا و خوراك آنان را تأمين مىكرد و آنگاه كه در اين مورد از يكى از زنان جويا شدند ، وى در پاسخ گفت : نعمت و آسايش و زندگى شيرينى كه در خانهء على بن الحسين ( ع ) ، بر من گذشت هرگز در خانهء پدر و مادر خود مشاهده نكرده بودم . و در تذكرة الخواص از ابن ابى الدنيا آمده است كه گفت : حديث كرد ما را محمد بن حسين از حميدى و او نيز از سفيان ثورى كه گفت : آنگاه كه على بن الحسين ( ع ) عازم حج و عمره گرديد ، سكينه دختر حسين بن على ( ع ) براى وى توشه و سفره‌اى كه هزار درهم خرج آن شده بود فرستاد . آن حضرت همين كه به منطقهء حره نزديك شد دستور داد آن را بين فقرا و مساكين تقسيم كنند .

كثرت صدقات آن حضرت

روايات بسيارى وارد شده كه على بن الحسين ( ع ) در شبهاى مدينه از سكوت و ظلمت شهر استفاده مىكرد و انبانى كه پر از نان و خرما و غذا بود برمىداشت و در كوچه‌ها به راه مىافتاد و ميان خانواده‌هاى مستحق تقسيم مىكرد . به خصوص در صدقهء پنهانى زبانزد خاص و عام بود . روايت است كه هرگز غذايى را ميل نمىكرد مگر آنكه مشابه آن را به عنوان صدقه به فقرا مىداد و چنان كه ابو نعيم در حلية الاولياء به سند خود