عظيم و فاجعهاى بزرگ و درآور و پست و ظلم و ستمى جانفرسا و كارى زشت و ناشايسته انجام داديد .
فاجعهاى كه عظمت آن نزديك است . زمين و آسمانها را به هم ريزد . آيا تعجب مىكنيد كه اگر در اثر اين گناه خون از آسمان ببارد ؟ بدون شك عذاب آخرت سختتر و خواركنندهتر است ، و در آن روز شما را ياورى نخواهد بود . از اين دو روزهء مهلت خوشدل و مغرور نشويد زيرا كه خداوند در مكافات بندگان عجله نمىكند . بيم آن ندارد كه هنگام انتقام بگذرد و گناهكارى بدون كيفر بماند . آرى پروردگار شما در كمين گناهكاران است .
خزيم بن بشر گويد : به خدا سوگند مردم را ديدم با شنيدن اين خطبه در بهت و حيرت فرو رفته مىگريستند و دستها به دهان مىگزيدند . پيرمردى را ديدم كه در كنار من ايستاده و از اشك محاسنش تر شده بود . مىگفت : پدر و مادرم فداى شما باد . پيران شما از بهترين افراد و جوانان شما بهترين جوانها و زنان شما بهترين زنها و خاندان شما بهترين خاندانها هستند كه هرگز خوار و مغلوب نخواهند شد .
خطبهء على بن الحسين ( ع ) در كوفه
همين كه سخنان زينب ( ع ) دختر على ( ع ) پايان يافت امام زين العابدين ( ع ) به مردم اشاره كرد تا خاموش شوند . مردم ساكت شدند و آن حضرت از جاى برخاست . حمد و سپاس خداى را به جا آورد و ثناى او گفت و پيمبر ( ص ) را چنان كه شايسته بود نام برد و بر وى درود فرستاد . سپس گفت : اى مردم هر كس مرا مىشناسد ، احتياج به معرفى نيست و هر كس مرا نمىشناسد ، اينك من خود را معرفى خواهم كرد : من على بن حسين بن على بن ابى طالبم . من فرزند كسى هستم كه حرمت وى را رعايت نكردند و مالش را به غارت بردند . و اهل بيت او را اسير كردند . منم پسر آن كس كه در كنار شط فرات بىآنكه از او خونى طلب داشته باشند و يا او حقى را پايمال كرده باشد سر بريدند . من فرزند كسى هستم كه با زجر و محنت وى را بكشتند ، اما او صبر كرد و شكيبايى از خود نشان داد ؛ و همين افتخار براى ما كافى است . اى مردم سوگند مىدهم شما را به خدا ، آيا فراموش كرديد كه شما نامهها براى پدر من نوشتيد و چون به سوى شما آمد ، به او خدعه و نيرنگ زديد . شما با پدرم عهد و پيمان بستيد و با وى بيعت كرديد ، اما بيعت خود را شكستيد و او را به قتل رسانديد . پس هلاكت بر شما باد و با اين توشهاى كه به آخرت فرستاديد هلاكت بر شما باد . چه رأى زشت و پليدى كه براى خود پسنديديد . آنگاه كه به ديدار پيمبر خدا ( ص ) مىشتابيد ، با چه ديدهاى به او نظر خواهيد كرد ؟ وقتى كه خطاب به شما گويد : « عترت مرا كشتيد ، هتك حرمت مرا كرديد . » و سرانجام به شما خواهد گفت : « كه از امت من نخواهيد بود . » همين كه سخنان امام بدينجا رسيد اشك از ديدگان جمعيت سرازير گشت و صداى گريه از هر سو بلند شد . بعضى به بعضى ديگر مىگفتند ، ندانسته خود را به هلاكت افكنديد . بار ديگر امام سجاد به سخن پرداخت و گفت : خداى رحمت كند كسى را كه نصيحت مرا بپذيرد و سفارش مرا در راه خدا و پيمبر خدا و اهل بيتش حفظ كند . زيرا كه پيشوا و مقتداى ما پيمبر خداست و لازم است كه به نيكى از او پيروى كنيم .
مردم يك صدا گفتند : اى فرزند پيمبر خدا ، ما همگى شنوا و پذيراى فرمان توييم و نگاهبان عهد و پيمان تو و مطيع امر تو هستيم و هرگز از تو روى نتابيم و به هر چه امر كنى اطاعت كنيم . خدايت رحمت كند . با هر كس