تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 174

مساهمون:

ص١٧٤
ابو الفضل ، و القابش سقا و قمر بنى هاشم و خود پرچمدار امام حسين ( ع ) بود . وى سيمايى زيبا و قامتى چندان بلند داشت كه چون بر اسب مىنشست پايش بر زمين مىكشيد . برخى از راويان گفته‌اند : كه عباس به منظور آوردن آب از اطراف خيمه‌ها به راه افتاد . پس حمله را آغاز كرد در حالى كه مىگفت :
لا ارهب الموت اذا الموت رقا * حتى اوارى في المصاليت لقا نفسي لسبط المصطفى الطهر وقا * اني انا العباس اغدو بالسقا و لا اخاف الشر يوم الملتقى
وى همچنان بر دشمن حمله برد تا آنان را تار و مار ساخت ، در اين هنگام زيد بن ورقاء بر دست راست وى شمشير بزد و آن را از بدن جدا ساخت ، پس شمشير را بر دست چپ گرفت و بر دشمن حمله برد و رجز خواند و گفت :
و اللّه ان قطعتم يمينى * اني احامى دائما عن ديني و عن امام صادق اليقين * تجل النبي الطاهر الامين
حكيم بن طفيل دست چپ عباس را بزد و آن را بينداخت . آنگاه اشعارى به اين شرح مىخواند :
يا نفس لا تخشي من الكفار * و ابشري برحمة الجبار مع النبيّ السيد المختار * قد قطعوا ببغيهم يساري فاصلهم يا رب حر النار
سپس با ضربه‌اى كه يكى ديگر از دشمنان بر او وارد ساخت به شهادت رسيد . روايات ديگرى در چگونگى كشته شدن عباس بن على آمده است ، بدين ترتيب كه : وقتى تشنگى بر امام شدّت يافت بر مركب خود نشست و به سوى فرات به راه افتاد و برادرش نيز همراه وى نبود . پس سواران لشكر ابن سعد راه را بر او گرفتند . و عباس را محاصره كردند . و به وى حمله‌ور شدند ، آنگاه خود به تنهايى با آنان بجنگيد تا كشته شد و كشته شدن وى بدين ترتيب بود كه زيد بن ورقاء حنفى و حكيم بن طفيل سنيسى پس از آنكه زخمهاى شديدى برداشته و نيروى حركت از وى سلب شده بود او را از پاى درآوردند . پس حسين ( ع ) در قتل او سخت گريست و اشك از ديدگانش سرازير شد ، و چه نيكو گفته است شاعرى كه در مدح او آورده است :
احق الناس ان يبكى عليه * فتى ابكى الحسين بكر بلاء اخوه و ابن والده على * ابو الفضل المضرج بالدماء و من واساه لا يثنيه شىء * و جادله على عطش بماء
آنگاه حسين ( ع ) به سوى قوم آمد . مبارز مىطلبيد و همچنان مىجنگيد و هر كس كه به مقابلهء وى مىآمد ، بىدرنگ او را به خاك هلاك مىافكند . چندان كه جمعيت بسيارى از لشكريان كوفه را بكشت . پس بر جناح راست سپاه كوفه حمله برد در حالى كه مىگفت :
القتل اولى من ركوب العار * و العار اولى من دخول النار و اللّه من هذا و هذا جاري
و چون بر جناح چپ مىتاخت مىگفت :
انا الحسين بن علي * آليت ان لا انثني احمي عيالات أبي * امضى على دين النبي