پسران يك مادر بودند گريهكنان پيش امام آمدند . امام به آنها گفت : « برادرزادگان براى چه مىگرييد ؟
اميدوارم همچنان نور ديدهء من باشيد . »
گفتند : خداوند ما را فدايت كند . به خدا بر خويشتن نمىگرييم . بر تو مىگرييم كه مىبينيم اين چنين تو را محاصره كردهاند و ياراى دفاع از تو نداريم . امام گفت : برادرزادگان ، خداوند ، در اين پشتيبانى كه به جان از من مىكنيد و در عين حال خوشدل هستيد بهترين پاداش پرهيزكاران را به شما بدهد . پس آن دو پيش آمدند و گفتند : سلام بر تو اى فرزند پيمبر خدا . حسين ( ع ) گفت : بر شما نيز سلام و رحمت و بركات خدا باد .
پس آنها به ميدان شتافتند و بجنگيدند تا كشته شدند .
ديگر از كسانى كه همراه امام جنگيد ، يكى از خدمتكاران آن حضرت به نام اسلم بود . او غلام تركى بود كه قرآن را بسيار مىخواند . پس به ميدان آمد ، و به شدّت جنگيد ، چندان كه عدّهء بسيارى از دشمن را به هلاكت رساند ؛ و سرانجام بر اثر هجوم دشمن بر زمين افتاد . حسين ( ع ) پيش روى او بيامد و بر او بگريست .
غلام چشم بگشود و نگاهش به آن حضرت افتاد و لبخند زد و به ديدار پروردگار خود شتافت .
هر يك از ياران امام حسين ( ع ) كه مىخواست به سوى ميدان رود نزد آن حضرت مىآمد و مىگفت :
سلام بر تو اى فرزند پيمبر خدا ( ص ) . حضرت آنان را پاسخ مىداد و مىگفت : بر شما نيز سلام باد . به زودى ما نيز به شما ملحق خواهيم شد . آنگاه اين آيه را تلاوت مىكرد :
( فَمِنْهُم مَن قَضى نَحْبَه وَ مِنْهُم مَن يَنْتَظِرُ وَ ما بَدَّلُوا تَبْدِيلًا ) .
بدين ترتيب آخرين نفر از ياران حسين ( ع ) به ميدان آمد و كشته شد ، تا سرانجام از همراهان آن حضرت جز خاندان وى كسى با او باقى نماند . آنها نيز فرزندان على ( ع ) فرزندان جعفر ، فرزندان عقيل ، فرزندان امام حسن ( ع ) و فرزندان خود امام حسين ( ع ) بودند . پس به گرد هم جمع شدند و با يكديگر توديع كردند و روانهء ميدان جنگ شدند . به اتفاق تاريخنويسان تعداد آنها هفده نفر بوده است . هر چند به روايت امام رضا ( ع ) تعداد كسانى از خاندان وى كه با آن حضرت به شهادت رسيدهاند هجده نفر ذكر شده است ، اما اين تعداد ممكن است كه مسلم بن عقيل را نيز با آنان ضميمه كرده باشند و با اينكه شهادت او در روز عاشورا نبوده اما به هر حال جزء كسانى است كه در راه آن حضرت به شهادت رسيده است ؛ و چون همهء رواياتى را كه مورخين در اين مورد ذكر كردهاند در اينجا بياوريم و مسلم را نيز جزء آنها قرار دهيم ، خواهيم ديد كه تعداد افراد بنى هاشم كه به شهادت رسيدهاند به سى نفر و يا كمى بيشتر از اين تعداد خواهد رسيد و ما به زودى فهرست اسامى شهدا را ذكر خواهيم كرد . سراقهء باهلى در شعر خود نام شهدا را ذكر كرده اما در مروج الذهب آمده است كه : شعر مزبور را مسلم بن قتيبه آزادشدهء بنى هاشم سروده است :
عين بكي بعبرة و عويل * و اندبي ان ندبت آل الرسول
تسعة منهم لصلب علي * قد أبيدوا و سبعة لعقيل
و ابن علم النبي عونا اخاهم * ليس فيما ينو بهم بخذول
و سمّى النبي غودر فيهم * قد علوه بصارم مسلول
نخستين كسى كه از خاندان حسين ( ع ) به شهادت رسيد ، على اكبر فرزند آن حضرت بود . وى ، در آن زمان در زيبايى صورت و سيرت و اخلاق از همه كس والاتر بود ، و سنش از هجده و يا نوزده سال بيشتر نبود .
برخى نيز گفتهاند كه وى بيست و پنج سال داشت و نخستين شهيد از خاندان ابى طالب بود .