تخطي إلى المحتوى الرئيسي

سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 115

مساهمون:

ص١١٥
نمىبيند . سوگند به خداى كه امروز نبرد با يزيد از جهاد با مشركين افضل است . اكنون اى مردم اين شخص ، حسين بن على فرزند رسول خداست . او از شرافتى اصيل و رأى و انديشه‌اى متين برخوردار است . بيان فضايل او از توان ما خارج است و علم و دانش او به توصيف نيايد ؛ و از هر كس براى خلافت شايسته‌تر است . بر خردان عطوفت ورزد و پيران را ملاطفت و مهربانى كند . او انسان بزرگوارى است كه رعايت حقوق رعيّت را مىكند و امّت را پيشوايى نيكو خواهد بود . خداوند او را بر خلق حجت فرستاد و موعظت او را ابلاغ فرمود . شما خوب مىدانيد كه احنف كه به نام صخر بن قيس خوانده مىشد چگونه در نبرد جمل شما را از يارى با امير المؤمنين بازداشت و ذلّت و خوارى بخشيد . اكنون آن آلودگى را با نصرت و همكارى با پسر رسول خدا ( ص ) بشوييد . سوگند به خداى كه هر كس از نصرت فرزند پيامبر ( ص ) كوتاهى كند ، خداوند تعالى اولاد او را در چاه مذلّت و خوارى اندازد و افراد عشيره و خاندانش را كاهش دهد . اكنون من زره مبارزه در بر كرده‌ام و جوشن نبرد بر خود پوشيده‌ام و بدانيد آن كس كه كشته نشود هم سرانجام جان دهد و آنكه از مرگ بگريزد عاقبت به چنگ او گرفتار آيد . رحمت خداوند بر شما باد . مرا پاسخ دهيد و جواب نيكو در ميان آريد . پيش از همه ، افراد قبيلهء بنى حنظله بانك برداشتند و گفتند : اى ابا خالد ، ما تيرهاى خود را در كمان نهاده‌ايم و رزم‌آوران قبيلهء تو و سواران عشيرهء تو هستيم . چنانچه ما را از كمان بگشايى بر نشان زنيم و اگر بر نبرد و قتال فرمايى نصرت كنيم . چون به درياى آتش زنى واپس نمانيم و اگر كه سيلاب بلا بر تو روى كند روى نگردانيم . با شمشيرهاى خود به يارى تو مىشتابيم و جان و تن را در پيش تو سپر سازيم و به فرمان تو فدا مىشويم . آنگاه افراد قبيلهء بنى سعد بن يزيد پيش آمدند و ندا دادند كه اى ابا خالد ، ما هيچ چيز را زشت‌تر و بدتر از مخالفت تو ندانيم ، و خارج از فرمان تو گام نزنيم . صخر بن قيس ما را وادار ساخت كه از شركت در نبرد جمل بازمانيم و ما رأى او را پسنديديم و از وى پيروى كرديم . اكنون ما را فرصت ده تا با يكديگر به مشاوره پردازيم . آنگاه نظر خود را بازگو خواهيم كرد . سپس بنو عامر بن تميم آغاز سخن كردند و گفتند : اى ابا خالد ما از خاندان تو و فرزندان پدر تو و هم پيمان تو هستيم . ما از چيزى كه تو را به خشم آورد خوشنود نخواهيم بود . هرگز در جايى كه ميل تو نباشد اقامت نمىكنيم و دعوت تو را اجابت خواهيم كرد . دستور تو را به كار بنديم و فرمان تو را اطاعت كنيم . ابو خالد گفت : اى بنى سعد ، به خدا سوگند چنانچه گفتار شما با كردار شما راست آيد خداوند همواره شما را محفوظ دارد و در پناه نصرت خود يارى فرمايد . همين كه يزيد بن مسعود تميمى به نظريات آن جماعت آگاه شد نامه‌اى براى امام حسين ( ع ) ارسال داشت به اين شرح : نامهء شما را ملاحظه كردم و از مضمون آن آگاه شدم و اطلاع يافتم كه مرا به اطاعت از خود و به يارى خويش فراخوانده‌اى . به راستى كه خداوند هرگز جهان را از انسانى كه اعمال نيك انجام مىدهد و يا مردم را به راه رشد و صلاح فرا مىخواند خالى نمىگذارد ، و شما حجّت خدا بر خلق ، و امانت پروردگار در روى زمين ، و شاخه‌هاى درخت زيتونهء احمديه هستيد و ريشهء آن درخت ، پيامبر خداست . حال به فال نيك گيريد رهسپار ديار ما شويد ، كه من بنى تميم را در خدمت تو فراخوانده‌ام و همانطور كه شترى تشنه به آبگاه شايق است ، آنان نيز به اطاعت از شما مشتاقند . افراد بنى سعد را چنان آماده ساختم كه همگى در خدمت شما گردن نهند و در برابر شما خاضع و خاشع باشند و به زلال پند و نصيحت آنان را آلايش دادم و
سيره معصومان ( فارسي ) — صفحة 115 | السيد محسن الأمين / حسين وجدانى