بودهاند بما مسلمانان ارتباط ندارد و ما نبايد بجرم اعمال آنها مؤاخذه شويم » .
وَ نَحْنُ لَهُ مُخْلِصُونَ . . .
- يعنى ما موحّد هستيم . منظور اين است كه ما چون مخلص هستيم نسبت به حق شايستهتر ميباشيم تا مشركين بعضى ميگويند « اين جمله جوابى است از دليلى كه يهود و نصارى اقامه ميكردند و مىگفتند : « اعراب چون بت پرست بودند شايستگى مقام نبوّت را ندارند » و بيان جواب اين است كه ما چون فعلًا موحّد هستيم عيب و نقص بت پرستى اعراب بر ما متوجه نيست چنان كه شما يهود اگر فعلًا خدا پرست كامل باشيد عيب و ايراد گوساله پرستى جمعى از يهودان سابق ابداً متوجه شما نميگردد » .
فصلى است در بيان معناى اخلاص
مؤلّف بمناسبت اينكه اين آيه بكلمهء « اخلاص » ختم گرديد . فصلى در معناى اخلاص منعقد نموده ميگويد : از حذيفة بن يمان . روايت شده است كه ميگويد از رسول اكرم صلى اللَّه عليه و آله و سلّم پرسيدم : اخلاص چيست ؟ حضرتش فرمود : اين موضوع را از جبرئيل سؤال كردم او گفت اين موضوع را از حضرت رب العزّه پرسيدم ، فرمود : آن سرّى از اسرار من است كه در قلب هر يك از بندگان خود كه او را دوست داشته باشم قرار مىدهم .
ابن ادريس خولانى از پيغمبر اكرم صلى اللَّه عليه و آله نقل كرده است كه فرمودند براى هر حقّى حقيقتى و نشانهاى موجود است و شخص تا هنگامى كه دوست دارد مردم او را دربارهء اعمالى براى خدا انجام ميدهد تعريف و ستايش كنند بحقيقت « اخلاص » نرسيده است .
سعيد بن جبير ميگويد : اخلاص اين است كه شخص دين و عمل خود را بطور خالص براى خداوند قرار بدهد يعنى در ايمان خود براى خداوند شريكى قرار ندهد و در عمل خود هرگز « ريا » به كار نبرد .
بعضى « اخلاص » را به « اتحاد اعمال شخص در ظاهر و باطن » معنا كردهاند .
برخى ميگويند ، اخلاص اين است كه انسان ملكات فاضلهاى در روح خود