لازمهء قول شما اين است كه خود را از خدا داناتر بدانيد و اين نهايت فضاحت و وقاحت است ! ! ! اينجا جاى اين سؤال هست كه جملهء
« أَ أَنْتُمْ أَعْلَمُ أَمِ اللَّهُ »
اين استفهام با توجه به اينكه يهود و نصارى قلباً ميدانستند كه خدا از آنها بهتر ميداند و خدا هم كه يقيناً ميدانست كه آنها ميدانند خدا بهتر از آنها ميداند - هر چند كتمان كرده اعتراف به آن نمينمودند - چه معنا دارد ؟
جواب اين سؤال اين است كه استفهام نسبت به كسانى كه روى ظنّ و گمان خود مىگفتند بهشت اختصاص بيهود و نصارى دارد كاملا بجا است زيرا معنا اين است كه شما علم داريد يا خدا ؟ يعنى تنها خداوند عالم است و شما روى گمان و ظنّ حرف ميزنيد .
و نسبت به كسانى كه علم داشتند كه خدا بهتر ميداند و بهشت اختصاص بيهود و نصارى ندارد ولى عناد ميورزيدند و اعتراف نميكردند اين استفهام نيز از اين نظر بجا است كه توبيخ است كه شما با اينكه ميدانيد خداوند بهتر از شما ميداند چرا بمقتضاى علم خود اعتراف نميكنيد و در برابر خدا تسليم نميشويد ؟
وَ مَنْ أَظْلَمُ مِمَّنْ كَتَمَ شَهادَةً عِنْدَهُ مِنَ اللَّهِ . . .
- كيست ستمكارتر از كسى كه شهادتى نزد او از خدا هست و آن را كتمان مىكند ؟ در تفسير اين جمله چند قول است :
1 - كلمهء « من » در « من اللَّه » به معناى « ابتداء غايت » و بشهادت تعلق دارد و به « كتمان » مربوط نيست در اين صورت حسن و قتاده ميگويند : « منظور اين است كه هيچكس ظالمتر از كسى نيست . كه شهادتى نزد او از خدا باشد و آن را كتمان كند و مراد از اين شهادت اين است كه خداوند در كتب يهود و نصارى صحت نبوّت پيغمبر اسلام صلى اللَّه عليه و آله و بشارت به آن را بيان فرمود است » .
مجاهد ميگويد : مراد از اين شهادت اين است كه در نزد يهود و نصارى با اينكه ثابت بود كه ابراهيم و اسماعيل و اسحاق و يعقوب و فرزندان او بر دين حنيف