وَ مَنافِعُ لِلنَّاسِ . . .
- و استفادههائى براى مردم است ) استفاده شراب به اين است كه بواسطه خريد و فروش آن مالى بدست مىآورند و با آشاميدن آن لذت و طرب و نيرويى كسب مىنمايند و نفع قمار اين است كه ممكن است شخصى بدون كار و زحمت پول رفيق خود را تصاحب مىكند و ( گاهى ) بفقيران كمك نمايد .
وَ إِثْمُهُما أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِما . . .
- گناهى كه در آنها است زيادتر از منافع آنها مىباشد زيرا استفادههاى آنها محدود ولى گناه آنها موجب غضب پروردگار عالم ميگردد در صورتى كه در برابر آن ، نفع ناچيز و محدودى بدست آمده است .
و در اين كه تا چه اندازه حكم « شراب » از اين آيه استفاده مىشود اقوالى است .
1 - « حسن » ميگويد : كه اين آيه از دو نظر دلالت بر حرمت شرب خمر دارد اولًا ميفرمايد : ضرر آنها زيادتر از نفع آنها است و اگر ضرر چيزى زيادتر از نفع آن شد عقل بر حرمت و ممنوعيت آن حكم مىنمايد .
ثانياً ميفرمايد : در شراب و قمار « اثم » ( گناه ) است و در آيه ديگرى « اثم » را حرام نموده و ميفرمايد :
قُلْ إِنَّما حَرَّمَ رَبِّيَ الْفَواحِشَ ما ظَهَرَ مِنْها وَ ما بَطَنَ وَ الْإِثْمَ
« 1 »
. . .
- اى محمّد صلّى اللَّه عليه و آله ) بگو خدا زشتيهاى ظاهر و باطن و اثم را حرام كرده است ) و بعضى گفتهاند كه ( اساساً ) در لغت خمر را اثم ميگويند چنان كه شاعر ميگويد :
شربت الاثم حتى ضل عقلى * كذلك الاثم يصنع بالعقول
اثم ( خمر ) را آشاميدم تا عقلم از بين رفت ( آرى ) اين چنين مىكند اثم ( خمر ) با عقلها از آن گذشته اثم را بعنوان كبير « بزرگ » توصيف كرده است و بدون خلاف منظور از آن گناه بزرگ است .
2 - و « ضحاك » معتقد است : مراد از اين آيه اين است كه گناه شراب و قمار پس از اين كه تحريم شده است از نفع آن بزرگتر مىباشد نه در مقام تحريم آن باشد
هامش
( 1 ) آيه 31 از سوره اعراف