را بيان مىكند ، سلمان ميگويد : دارندگان اين صفت بخصوص هنوز نيامدهاند ولى نظم كلام ايجاب مىكند كه اين صفت نيز مانند صفات قبلى در همان منافقين زمان رسول اكرم باشد .
و ممكن است مراد از اين آيات تنها منافقين زمان رسول اكرم نبوده بلكه بطور كلى كسانى كه داراى اين صفات در هر زمانى باشند شامل گردد بنا بر اين ، مقصود سلمان اين است كه پس از انقراض منافقان زمان رسول اكرم ، دارندگان اين صفت هنوز نيامدهاند .
تفسير
وقتى بمنافقان گفته مىشود : با ارتكاب گناه و جلوگيرى مردم از گرايش بايمان و اسلام ( بقول ابن عباس ) يا بكمك و مساعدت بكفّار ( بقول ابو على جبائى ) يا با تغيير دين و تحريف كتاب ( بقول ضحاك ) در زمين فساد نكنيد اينان ميگويند تنها ما هستيم كه اصلاحات بدست ما انجام ميگيرد و ما مصلحيم .
در اينكه چگونه اينان خود را اصلاحگر ميدانستند دو نظر است .
1 - نفاق و دو رويى آنان كه از نظر مسلمين زشت و فاسد شمرده ميشد از نظر خودشان عملى پسنديده و بصلاح آنان به حساب ميآمد چه منافقين با اين روش ميخواستند در بين هر دو دسته سالم بمانند .
2 - كارهاى زشتى كه مرتكب ميشدند از قبيل گناه و جلوگيرى مردم از ايمان و يا تحريف كتاب و امثال آن در ظاهر انكار ميكرده و ميگفتند : ما اين كارها را نمىكنيم و ما صالح و مصلحيم و خود اين كار نفاق ديگرى از آنان بود و همانطور كه اظهار ايمان ميكردند و در واقع مؤمن نبودند قرآن ميگويد : آگاه باشيد اينان كه فساد و نفاق را صلاح خود ميدانند يا كارهاى زشت خود را انكار ميكنند اينان فساد گردانند .
« أَلا إِنَّهُمْ هُمُ الْمُفْسِدُونَ »
ولى نميدانند .
« وَ لكِنْ لا يَشْعُرُونَ »
نميدانند نفاقشان بصلاح آنان نيست و يا نميدانند با اين