2 - تخطئه منافقان
خدا منافقان را در اين عمل نفاقى و استهزاءشان نسبت بمؤمنين تخطئه كرده و آنان را نادان و جاهل ميداند و عرب هر چه را با چيز ديگرى همراه و نزديك باشد به آن اسم « 1 » ميگويد و لذا تخطئه استهزاء بنام استهزاء خوانده شده است .
3 - در ظاهر نعمت و در واقع عذاب
ابن عباس ميگويد در معناى آيه خداوند به آنان نعمت ميدهد و آنها تصور ميكنند كه اين نعمت پاداش رفتار و كردار صحيح آنان است در حالى كه فقط به اين منظور خدا به آنان نعمت ميدهد كه هم چنان در عمل زشت و گناه خود بمانند و ادامه دهند و در نتيجه به عذاب و بدبختى كه نتيجهء عمل خودشان است گرفتار شوند .
و از اين جهت به اين نعمت دادن استهزاء گفته شده است كه ظاهر آن نعمت و نيكى است ولى در واقع كشاندن آنان است به هلاكت و عذابى كه با اعمال زشت خود مستحق آن شده بودند .
4 - در دنيا چون مؤمنان در آخرت چون كفار
منافقان چون اظهار ايمان ميكردند خداوند آنان را در دنيا از نظر احكام شرعى مانند ارث و نكاح و دفن و احكام مشابه آنها در رديف مسلمين قرار داده است ولى به علت نفاق و كفر درونى در آخرت مانند كفار عذابشان خواهد كرد و اين دو نوع روش در دنيا و آخرت بمنزله استهزاء آنان مىباشد .
5 - همين كه به نزديك در ميرسند بسته مىشود !
ابن عباس ميگويد : در حالى كه منافقان در آتشاند درى از بهشت بسوى آنان باز مىشود ولى پس از آنكه اينان خود را به شتاب بدان در رسانند در بسته مىشود
هامش
( 1 ) همانطور كه شاعر ميگويد :« ان دهراً يلف شملى بجمل * لزمان يهمّ بالاحسان »دهرى كه مرا به محبوبهام ( جمل ) نزديك مىكند زمانى است كه قصد و نيت نيكى كرده است ، در اينجا زمان كه مقارن و همراه نزديك بودن آن دو است بعنوان احسان و نيكى نمودن گفته شده است .