ممكن است خود را هدايت شده و رستگار بدانند و چنين نيست كه هر گمراهى بانحراف و گناه خود عارف و عالم باشد .
فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ
- در دلهايشان بيمارى است ( روحشان بيمار است ) مقصود از اين مرض بيمارى شك و ترديد است زيرا همانطور كه مرض و بيمارى بدن را از حدّ اعتدال و صحت بيرون ميآورد شك و ترديد هم كه خود آفت قلب است آن را از حال صحت و اعتدال خارج مىسازند .
بعضى گفتهاند اصل مرض « فتور » و سستى است و بيمارى تن سستى اعضاء است و بيمارى قلب ( روح ) سستى آن است از خدا .
فَزادَهُمُ اللَّهُ مَرَضاً
- خدا بيمارى آنان را افزود در تفسير اين آيه چند قول است :
1 - هر آيه و بيان و دليلى كه از طرف خدا آورده مىشود شك و ترديد اينان زيادتر مىشود پس نسبت دادن زيادى مرض شك اينان به خدا از اين نظر است همانطور كه در قصه حضرت نوح دارد :
« فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعائِي إِلَّا فِراراً »
« 1 » ( خدايا خواندن من اينان را نتيجهاى جز فرار و گريزشان ندارد ) .
و نيز آيه كريمه :
« وَ أَمَّا الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ فَزادَتْهُمْ رِجْساً إِلَى رِجْسِهِمْ »
« 2 » ( كسانى كه در قلبشان مرضى است آيات ما پليدى آنان را بيشتر نمود ) به همين معنا تفسير شده است كه آيات الهى چون شك اينان را زيادتر مىكند پس در نتيجه بر پليدى آنان مىافزايد .
2 - ابو على جبائى ميگويد : از پيشرفت اسلام در دلهايشان غم و حزنى است چون نزول رسول اكرم در مدينه و ظهور و قدرت مسلمين سبب نگرانى و غم و اندوه آنان شد پس خداوند با بيشتر قدرت دادن و كمك كردن رسول خدا و مسلمين بر غم و اندوه آنان افزود .
3 - سدّى ميگويد : تقدير آيه چنين است : « فزادتهم عداوة اللَّه مرضا » يعنى
هامش
( 1 ) آيه 6 از سوره نوح
( 2 ) آيه 125 سوره توبه