و معتب بن قشير و يارانشان و گروهى از يهود بودند .
تفسير
پارهاى از مردم ميگويند - به خدا - و به آنچه بر رسول اكرم نازل شده در بارهء قيامت و جز آن ايمان آورديم ولى مقصود آنان از اين اظهار ايمان اينست كه بر اسرار مسلمانان واقف شده براى كفار نقل كنند و نيز براى اين است كه خود را به پيامبر نزديك نمايند هم چنان كه مؤمنان نزديك بودند ولى اينان در واقع ايمان نياوردهاند .
( ما هُمْ بِمُؤْمِنِينَ )
و آنچه به زبان ميآورند غير از آن است كه در دل دارند .
يُخادِعُونَ اللَّهَ
با توجه به اينكه خدا به همه چيز چه آشكار و چه نهان عالم و آگاه است و نميتوان او را فريب داد در معناى اين آيه « كه ميخواهند خدا را گول بزنند » چند وجه بيان شده است از اين قرار :
1 - اگر چه اينان نميتوانند خدا را گول بزنند ولى كار و عمل ايشان طورى است كه اگر كسى باطن و واقع را نداند گول مىخورد يعنى كار كسانى كه گول ميزنند انجام ميدهند مثلًا در بارهء كسى كه عملش را با ريا آميخته ميگويند : چقدر نادان است ميخواهد خدا را گول بزند در حالى كه خدا از خود او بعملش آگاهتر است .
2 - اينان رسول خدا را گول ميزنند و در اين صورت تقدير آيه چنين است « يخادعون رسول اللَّه » و همانطور كه اطاعت پيامبر اطاعت خدا و نافرمانى او نافرمانى خدا است پس گول زدن رسول نيز بمنزلهء گول زدن خدا مىباشد .
وَ الَّذِينَ آمَنُوا
- اينان مؤمنين را گول ميزنند وقتى آنان را مىبينند ميگويند ايمان آورديم تا در مجالس آنان شركت و اسرارشان را براى دشمنان نقل كنند اگر چه صورت عمل خدعه و فريب مسلمين است ولى در واقع خود را گول ميزنند .
وَ ما يَخْدَعُونَ إِلَّا أَنْفُسَهُمْ
- زيرا وقتى از ايمان واقعى دور شدند و بر جادهء هوى و هوس و خواستههاى نفس رفتند طبعاً به عذاب و بدبختى سقوط خواهند كرد ولى آنها از عاقبت عمل خدعه آميز خود بى اطلاعند .
وَ ما يَشْعُرُونَ
- از اين آيه ميتوان اين مطلب را نيز استفاده كرد كه گمراهان