و احتمال ديگر اينست كه بسبب كفرشان خدا دلهاى آنان را مهر كرد .
2 - شهادت خدا
مقصود از ختم بر قلب آنان حكم و شهادت خداست به اينكه اينان ديگر حق را نميپذيرند و كلمهء « ختم » به معناى شهادت و حكم زياد آمده است مثلًا ميگويند :
« أراك تختم على كلّ ما يقول فلان » يعنى مى بينم هر آنچه فلانى ميگويد تو صحّه ميگذارى و تصديق ميكنى و معمولًا مهر و امضاء همان تصديق و گواهى است .
3 - گويى قلبشان مهر شده
خداوند اين دسته را مذمت و سر زنش مىكند كه اينان گويى قلبشان مهر شده و ايمان داخل آن نميگردد مانند آيه كريمه :
« صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ »
« 1 » ، اينان گويى كر و كور و گنگاند يعنى كفر چنان در دل آنان جا گرفته است كه ديگر نمىبينند مانند كسانى كه قلبشان مهر شده است .
4 - كم عمقى و كوتاهى نظر
ابو على فارسى ميگويد : ختم قلب كنايه از كم عمقى و كوتاه بينى در نظر و استدلال است و منظور آنست كه دلهاى اينان وسعت فكر و منطق و نظر را ندارد در برابر مؤمنين كه سعهء نظر و وسعت فكر دارند همانطور كه در آيهء كريمه :
« أَ فَمَنْ شَرَحَ اللَّهُ صَدْرَهُ لِلْإِسْلامِ فَهُوَ عَلى نُورٍ مِنْ رَبِّهِ
» « 2 » مگر آنكه سينهاش بر اسلام گشوده شده و قرين نورى از پروردگار خويش است ( چون غير اوست ) مقصود همين وسعت نظر است ، و در بارهء كفار ميفرمايد :
« أَمْ عَلى قُلُوبٍ أَقْفالُها »
« 3 » ( . . . يا بر دلهايى قفلها است ) .
و نيز :
« قالُوا قُلُوبُنا غُلْفٌ »
( دلهاى ما فهم نتوان كرد ) و
« قُلُوبُنا فِي أَكِنَّةٍ »
دلهاى ما در پردهها است .
و در برخى آيات مهر زدن بر دلها را در رديف گرفتن قوهء شنوايى و بينايى
هامش
( 1 ) آيه 18 از سوره بقره
( 2 ) آيه 22 از سوره زمر
( 3 ) آيه 24 از سوره محمد