سؤال در اينجا اين سؤال پيش ميآيد كه وقتى خدا ميداند كه دستهء مخصوص از كفار هيچگاه ايمان نميآورند و از طرفى ما معتقديم كه آنان قدرت دارند پس معناى قدرت آنها اينست كه مىتوانند بر خلاف علم خدا ، ايمان بياورند .
پاسخ در پاسخ بايد گفت : كه خدا بواقعيتها علم دارد يعنى آنچه در عالم ، واقع شده و مىشود ، و در اينجا اينكه اين دسته ايمان نميآورند واقعيتى است و خدا به آن آگاه است ولى اين واقعيت با قدرت داشتن شخص بر هر دو طرف منافات ندارد همانطور كه واقعيتها وظيفه و تكليف را تغيير نميدهد و همين دسته در عين حالى كه واقعيت كارشان ايمان نياوردن و اطاعت نكردن است ولى امر و تكليف آنان هم چنان بجاى خود باقى است .
خَتَمَ اللَّهُ عَلى قُلُوبِهِمْ . . . 00
در اينكه خداوند چگونه دل كفار را مهر و موم نموده اقوالى گفته شده است از اينقرار :
1 - علامت
وقتى كافر در كفر و انكارش بدان درجه رسيد كه ديگر ايمان نخواهد آورد و براى خدا معلوم است علامتى بر قلبش زده مىشود كه نقطهايست سياه رنگ تا ملائكه بدانند كه او ايمان نميآورد و او را سر زنش و نفرين كنند همانطور كه در قلب شخص مؤمن علامت ايمان نوشته مىشود تا ملائكه بدانند و او را ستايش و برايش طلب عفو و رحمت كنند . بعقيده اينان ، دادن كتاب بدست راست نيز علامت بهشتى بودن و بدست چپ علامت معذب بودند صاحبان آنها است .
همچنين در آيه كريمه
« بَلْ طَبَعَ اللَّهُ عَلَيْها بِكُفْرِهِمْ فَلا يُؤْمِنُونَ إِلَّا قَلِيلًا
» « 1 » ( بلكه خدا بسبب كفرشان مهر بر دل آنها نهاد كه بجز اندكى ايمان نياوردند ) .
يك احتمال همين است كه خدا علامت كفر را در دل و قلب آنان زده است .
هامش
( 1 ) آيه 154 از سوره نساء