ابو القاسم بلخى ميگويد : رجعت جائز نيست زيرا مردمى كه ميدانند بار ديگر باز ميگردند و ممكن است توبه كنند بر گناه جرئت پيدا كرده و از انجام آن باك نخواهند داشت ، معتقدين برجعت در جواب بلخى ميگويند : چون رجعت براى همه مردم نيست بنا بر اين هر كسى نميداند كه او خواهد برگشت پس سبب جرئت نخواهد شد
.
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيه 57 ]
وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ وَ أَنْزَلْنا عَلَيْكُمُ الْمَنَّ وَ السَّلْوى كُلُوا مِنْ طَيِّباتِ ما رَزَقْناكُمْ وَ ما ظَلَمُونا وَ لكِنْ كانُوا أَنْفُسَهُمْ يَظْلِمُونَ ( 57 )
[ ترجمه ]
ابر را بر شما سايبان گردانيديم و ترنجبين و مرغ بريان براى شما فرستاديم بخوريد از چيزهاى پاكيزهاى كه روزى شما كرديم و بر ما ستم نكردند بلكه بخودشان ستم ميكردند . ( 57 )
شرح لغات
ظلّلنا . . . - سايه انداختيم .
غمام . . . ابرى كه آسمان را مىپوشاند و يك تكه از آن را « غمامه » ميگويند و به ابرهاى سفيد نيز گفته مىشود و به اندوهى كه دل را مىپوشاند به همين مناسبت « غم » ميگويند .
منّ . . . - احسان به كسى كه سزاوار آن نيست و به معناى هر نعمت و قطع آن نيز آمده است مانند آيه كريمه :
« أَجْرٌ غَيْرُ مَمْنُونٍ »
( پاداش هميشگى و غير مقطوع ) و « منّه » قوت قلب است و اصل اين ماده به معناى احسان مىباشد و آنچه بر بنى اسرائيل ميآمد احسان الهى بود .
سلوى . . . - در لغت آنچه سبب آرامش خاطر ميگردد و به معناى عسل و پرندهاى مخصوص آمده است .
تفسير
وَ ظَلَّلْنا عَلَيْكُمُ الْغَمامَ . . .
- ما ابرها را سايبان شما قرار داديم تا شما در آن سايبان از حرارت خورشيد حفظ شويد و بر شما منّ و سلوى نازل كرديم در بارهء « منّ » وجوهى بيان شده است .