شرح لغات
ادخلوا . . . - وارد شويد .
قريه . . . - دهكده ، و به شهر و قصبه نيز گفته مىشود .
حطّة . . . - مصدر است مانند ردّه و جدّه ، به معناى بار را بر زمين نهادن و فرود آمدن از بلندى ، و به معناى فرو ريختن گناه ، نيز آمده است .
نغفر . . . - ميآمرزيم از غفران كه به معناى پوشاندن است و به آمرزش ، از اين نظر كه گناه را در زير پرده لطف مىپوشاند « غفران » و مغفرت گفتهاند .
و به كلاه خود كه سر را مىپوشاند « مغفر » ميگويند .
خطايا . . . - جمع خطيئه - گناه عمدى است و با معصيت و ملّت بيك معنا مىباشد .
محسنين . . . - نيكوكاران را ، از احسان كه به معناى خوبى كردن و انجام كار نيك است .
تبديل . . . - تغير و عوض كردن رجز . . . - بكسر راء عذاب نكبتبار ، پليدى ، و بضم راء بتپرستى .
يفسقون . . . - از فسق به معناى خروج از عقيده و در اصطلاح ، بيرون آمدن از اطاعت و فرمان خدا است .
تفسير :
همه مفسران اتفاق دارند كه مراد از « قريه » در اين آيات « بيت المقدس » است و آيه كريمه
« ادْخُلُوا الْأَرْضَ الْمُقَدَّسَةَ »
( به زمين مقدس داخل شويد ) آن را تأييد مىكند .
ابن زيد ميگويد منظور « اريحا » است كه دهى بود نزديك بيت المقدس و در آنجا باقيماندههايى از قوم عاد كه همه عمالقه بودند زندگى ميكردند .
قرآن ميگويد به ياد آوريد وقتى كه بشما گفتيم داخل اين قريه شويد
« ادْخُلُوا هذِهِ الْقَرْيَةَ »
و هر چه خواستيد بخوريد
« فَكُلُوا مِنْها حَيْثُ شِئْتُمْ رَغَداً »