تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢

خدا ديدنى نيست !

ابو القاسم بلخى از اين آيه استدلال مىكند كه خدا را نتوان ديد زيرا در اين آيه دو مسئله مورد مذمّت قرار گرفته است . 1 - ردّ و انكار بنى اسرائيل به پيامبران . 2 - درخواست ديدن خدا و مسئله دوم زشت‌تر و بدتر از اولى است همانطور كه قرآن ميگويد :
« فَقَدْ سَأَلُوا مُوسى أَكْبَرَ مِنْ ذلِكَ فَقالُوا أَرِنَا اللَّهَ جَهْرَةً »
« 1 » ( آنان از موسى بالاتر از اين را درخواست كردند و گفتند خدا را آشكارا بما نشان ده ) و نيز ميتوان فهميد كه اگر موسى گفت :
« رَبِّ أَرِنِي أَنْظُرْ إِلَيْكَ »
« 2 » ( خدايا خود را نشان ده تا تو را ببينم ) اظهار همان درخواست بنى اسرائيل بوده است . زيرا بين اهل تورات اختلاف نيست كه موسى جز يك بار از خدا اين مطلب را نخواست .
ثُمَّ بَعَثْناكُمْ . . .
- در تفسير اين آيه حسن بصرى و قتاده ميگويند : شما را پس از مرگتان زنده كرديم تا بقيه عمر خود را بگذرانيد . سدّى ميگويد آنان پس از به هوش آمدن از خدا خواستند كه پيامبر باشند و خدا خواسته آنان را اجابت كرد . همهء مفسران جز دسته كمى اتفاق دارند كه همه قوم ، هلاك شده و مردند جز موسى كه فقط بيهوش شد چون در آيه كريمه :
« فَلَمَّا أَفاقَ قالَ سُبْحانَكَ تُبْتُ إِلَيْكَ وَ أَنَا أَوَّلُ الْمُؤْمِنِينَ »
« 3 » ( چون به خود آمد گفت منزّهى تو بسوى تو باز ميگردم و من نخستين مؤمن به تو أم ) تعبير به « أفاق » يعنى به هوش و به خود آمد ، شده است .
لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ . . .
- تا خداى را بر بازگرداندن زندگى براى شما و نعمت‌هاى ديگرش سپاسگزار باشيد . بيان اين داستان از قرآن كه مورد قبول يهود و نصاراى مخالف اسلام نيز بود
هامش
( 1 ) آيه 153 از سوره نساء . ( 2 ) آيه 143 از سوره اعراف . ( 3 ) آيه 143 از سوره اعراف .