تا وقتى موسى به طور رفت و هارون باقيماند هارون بمردم گفت شما مقدارى آلات زينت و آرايش را از فرعونيان با خود آورده و گناه آن را بر خود قرار دادهايد هم اكنون خود را پاك كنيد ( آنان كه اين آلات زينت را از قبطيان عاريه گرفته بودند ولى باز نگردانده و از خود ميدانستند ) .
هارون دستور داد آتشى برافروختند و گفت هر چه داريد در آن بيفكنيد بنى - اسرائيل نيز زينت آلات را كه داشتند آورده و در آن مىانداختند .
ابو على جبائى ميگويد سامرى گوسالهاى ساخت و در آن بطورى خاصّ منافذ و سوراخها قرار داد بطورى كه باد داخل آنها ميشد و صدايى شبيه صداى گاو ميداد و سپس مردم را به پرستش آن دعوت كرد آنان نيز پذيرفتند و آن را خداى خود پنداشتند .
ثُمَّ عَفَوْنا عَنْكُمْ . . .
- ما با پذيرش توبه شما ، عقاب و عذابى كه با پرستش گوساله ، مستحقّ آن شده بوديد بر داشتيم و يا بقول بعضى ، پس از گوساله پرستى شما ، مادر عذابتان شتاب نكرديم .
لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ . . .
- شايد خدا را بر اين عفو و گذشت و نعمتهاى ديگرش سپاسگزارى كنيد و يا شما را در معرض شكر قرار داديم .
اين آيه بر وجوب شكر نعمت دهنده و نيز به اين جهت كه بخشش و عفو خدا از گناه پس از توبه ، خود نعمتى است دلالت دارد ، بمناسبت بحث در كلمه شكر بد نيست كه به اين سه مطلب توجه كنيم .
1 - اينكه در باره پروردگار گفته مىشود او « غفور و شكور » است منظور از « شكور » اين است كه بندگان را بر طاعات و عباداتشان پاداش ميدهد بدون آنكه چيزى كم بگذارد و اين پاداش دادن را « شكر » گفته است .
2 - انسان نمىتوان شكرگزار خودش باشد زيرا شكر ، در برابر نعمت دهنده است و نعمت دهنده و نعمت گيرنده بايد دو نفر باشند آرى خوبى كردن انسان به خود مانند بد كردنش تصور دارد مانند كار نيكى كه انجام دهد و از آن خود بهرهمند گردد