تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 172

مساهمون:

ص١٧٢

[ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 51 تا 52 ]

وَ إِذْ واعَدْنا مُوسى أَرْبَعِينَ لَيْلَةً ثُمَّ اتَّخَذْتُمُ الْعِجْلَ مِنْ بَعْدِهِ وَ أَنْتُمْ ظالِمُونَ ( 51 ) ثُمَّ عَفَوْنا عَنْكُمْ مِنْ بَعْدِ ذلِكَ لَعَلَّكُمْ تَشْكُرُونَ ( 52 )

[ ترجمه ]

آن گاه كه با موسى چهل شب وعده كرديم بس ( در نبود او ) شما گوساله پرستى اختيار كرده ستمكار و بيدادگر شديد ( 51 ) . آن گاه از شما در گذشتيم شايد سپاسگزار باشيد

شرح لغات

واعدنا . . . - قرار گذارديم از مادهء « وعد » و ميعاد به معناى محل قرارداد و « وعد » به معناى خبر دادن از امرى نيكو و خوب كه ميرسد و « وعيد » كه خبر دادن از شر و بديست ، همه ، از همين ماده مشتق‌اند . موسى از دو كلمه قبطى : مو ( آب ) و سى ( درخت ) تركيب شده است چون جعبه‌اى كه موسى در آن بود در آب نزديك درخت بدست آمد بدين اسم ناميده شد . ليلة - شب ، و چهل شب يعنى چهل شبانه روز و چون حساب ايام نزد عرب با ماه است و ماه ، از شب آغاز مىشود لذا شب ، پايهء حساب شده است . عجل - گوساله ، از ماده عجله بعضى گويند چون بنى اسرائيل عجله كردند و پيش از آمدن موسى گوساله را خدا خواندند لذا به اين اسم گفته شد . عفو . . . - بخشيدن و با كلمات : « صفح » « مغفرت » و « تجاوز » هم معنى است و اصل آن از : « عفت الريح الاثر » يعنى باد اثر را نابود كرد مىباشد و چون با بخشش خدا ، آثار و لوازم گناه از بين ميرود به آن « عفو » گفته‌اند . بعضى ميگويند : معناى عفو در اصل « ترك » است همانطور كه در آيه كريمه :
« فَمَنْ عُفِيَ لَهُ مِنْ أَخِيهِ شَيْءٌ »
« 1 » ( كسى كه براى او از برادرش چيزى مانده باشد ) به همين معنا است .

تفسير

ياد آوريد وقتى را كه بموسى وعده كرديم كه در سر چهل شب يا پس از سر آمدن
هامش
( 1 ) آيه 178 از سوره بقره .