انداخت تا روزى كه بكيفر خود برسند ) و
« وَ لَوْ تَرى إِذْ وُقِفُوا عَلى رَبِّهِمْ قالَ أَ لَيْسَ هذا بِالْحَقِّ قالُوا بَلى وَ رَبِّنا قالَ فَذُوقُوا الْعَذابَ بِما كُنْتُمْ تَكْفُرُونَ »
« 1 » ( اگر آنها را به بينى آن دم كه در پيشگاه پروردگارشان نگاهشان دارند به آنان خطاب رسد مگر اين عذاب ، حق نيست گويند چرا به پروردگارمان سوگند ) .
در حديث رسيده است : كسى كه بر مال شخص مسلمان بدروغ سوگند خورد خدا را در حالى كه بر او خشمگين است ملاقات خواهد كرد .
بديهى است معناى اين ملاقات ديدن خدا نيست عرب ميگويد : « لقاك اللَّه محابك » ( خدا تو را به آنچه دوست دارى برساند ) و منظور رؤيت و ديدن اشخاص نيست بلكه رسيدن است به آنچه دوست دارى .
« وَ أَنَّهُمْ إِلَيْهِ راجِعُونَ »
- و آنان بسوى او باز ميگردند .
سؤال و اشكال :
كلمهء « رجوع » عبارت است از بازگشت به مكان و يا حالتى كه انسان قبلًا بوده و يا داشته است پس رجوع مردم بسوى خدا چه معنى دارد ؟ آيا قبلًا مردم در آنجا بودهاند ؟
جواب :
جواب اين اشكال از سه راه داده شده است :
1 - مردم براى زندگى مجدّد در آخرت بازميگردند .
2 - هم چنان كه پيش از آمدن به دنيا ، هيچ بودند بار ديگر به نيستى باز ميگردند .
3 - به جهانى ميروند كه جز خدا كسى مالك نفع و ضررى براى آنان نيست همانطور كه در آغاز آفرينش اين چنين بودند چون در ايام حيات گاهى ديگرى بر آنان تسلّط و قدرت داشته و منافع و ضررهايشان را تدبير و انديشه ميكردند و معناى
« مالِكِ يَوْمِ الدِّينِ »
نيز همين است .
هامش
( 1 ) آيه 30 از سوره انعام .