« وَ إِذا رَأَوْا تِجارَةً أَوْ لَهْواً انْفَضُّوا إِلَيْها »
« 1 » ( اينان وقتى تجارت يا لهوى ديدند بسويش شتافتند ) -
« وَ اللَّهُ وَ رَسُولُهُ أَحَقُّ أَنْ يُرْضُوهُ »
« 2 » ( بهتر بود كه خدا و رسولش را راضى كنند ) كه در همهء اين آيات ضمير به كلمه دوم برگشته اما منظور هر دو چيزى كه قبلًا ذكر شده است مىباشد .
ولى عدهاى ديگر معتقدند كه ضمير « ها » به استعانت ( كمك گرفتن ) بر مىگردد كه از امر به آن ، فهميده مىشود .
قول سومى در اينجا وجود دارد كه ضمير « ها » را به كلمهاى محذوف بر مىگردانند و آن « اجابت پيامبر » ( بقول اصم ) و يا « مؤاخذهء نفس بصبر و نماز » يا « انجام آنچه گذشت » يا « صبر از گناهها » يا « صبر از اين لغزش » ( بقول ابى مسلم ) ولى با توجه به اينكه قبلًا ذكرى از اين كلمات نشده تا قرينهاى بر حذف آنها بوده و ضمير بدانها برگردد ، نادرستى و ضعف اين اقوال معلوم مىشود .
لكبيرة . - مفسّران چون حسن و غيره كلمه « كبيرة » ( بزرگ ) را به معناى سنگين گرفتهاند از باب ملازمه بين بزرگى ، و سنگين و زنى ، و سپس بهرچه بر نفس ، سخت و گران است اين كلمه گفته شده و مىشود .
إِلَّا عَلَى الْخاشِعِينَ
- جز بر خاشعان يعنى كسانى كه در برابر پروردگار خاضع و متواضعند زيرا آنان خود را بدانها عادت دادهاند و بر ايشان زوال نعمت و ثروت ، گران نيست .
مجاهد ميگويد مقصود از « خاشعين » مؤمنانند و همانطور كه مريض دواهاى تلخ را مىخورد باميد نتيجه و بهبودى ، مؤمنان نيز كه نتيجه عبادات خود را ميدانند در انجام وظيفه اگر مشكلى باشد تحمل كرده و حتى احساس سنگينى و گرانى هم نميكنند .
ولى حسن معتقد است كه مقصود از خاشعين ، خائفان و انديشمندان از خدا است .
هامش
( 1 ) آيه 11 از سوره جمعه .
( 2 ) آيه 62 از سوره توبه .