يا بقول بعضى ، كسى از ديگرى حق واجبى را مربوط به خدا يا مردم كه بر عهده دارد اداء نميكند مطابق آيه كريمه :
« وَ اخْشَوْا يَوْماً لا يَجْزِي والِدٌ عَنْ وَلَدِهِ وَ لا مَوْلُودٌ هُوَ جازٍ عَنْ والِدِهِ شَيْئاً »
« 1 » ( از روزى بيمناك باشيد كه پدر براى پسر خويش كارى نسازد و فرزند به هيچ وجه كارساز پدر خود نشود ) .
وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ . . .
- مفسران ميگويند حكم اين آيه ( كه شفاعت پذيرفته نميشود ) مخصوص يهود است كه ميگفتند چون ما فرزندان پيامبران هستيم پدرانمان از ما دستگيرى خواهند نمود .
خداوند با اين آيات ، آنان را نااميد كرده است و اگر چه بيان ، كلى است ولى مقصود ابطال عقيده يهود است نه ردّ شفاعت بطور كلى زيرا اصل شفاعت رسول اكرم ، امرى است مسلّم و غير قابل إنكار بين همه مسلمانان و اگر اختلافى وجود دارد در خصوصيات و كيفيّت آن مىباشد .
ما معتقديم شفاعت آن حضرت در ردّ ضررها و نجات دادن از عذاب است نسبت بمسلمانانى كه گناه كردهاند ولى نه به آن حدّ و درجه كه از شفاعت محروم شوند .
ولى معتزله ميگويند : شفاعت در زياد كردن منافع و پاداش نيكوكاران و توبه كنندگان است نه گناهكاران .
و نيز بعقيده ما اين شفاعت همانطور كه براى رسول اكرم است براى ياران برگزيدهء آن حضرت و ائمهء اطهار عليهم السلام و مؤمنين و صلحاء نيز مىباشد و خداوند بدست آنان بسيارى از گناهكاران را نجات خواهد داد .
مؤيّد عقيده ما روايتى است از رسول اكرم كه مورد قبول همه مىباشد و آن حضرت فرمود من شفاعتم را براى مرتكبان گناهان كبيره ذخيره كردهام « 2 » .
باز از آن حضرت نقل شده است كه فرمود : من در روز قيامت شفاعت ميكنم و قبول مىشود و على شفاعت مىكند و قبول مىشود و اهل بيت من شفاعت ميكنند و قبول
هامش
( 1 ) آيه 33 از سوره لقمان
( 2 ) « ادخرت شفاعتى لاهل الكبائر »