بهر حال منظور آيه اين است كه آنان بعالم ديگر اعتراف دارند و رجوع به محشر را پس از مرگ « بازگشت » معرفى كرده است
.
[ سوره البقرة ( 2 ) : آيات 47 تا 48 ]
يا بَنِي إِسْرائِيلَ اذْكُرُوا نِعْمَتِيَ الَّتِي أَنْعَمْتُ عَلَيْكُمْ وَ أَنِّي فَضَّلْتُكُمْ عَلَى الْعالَمِينَ ( 47 ) وَ اتَّقُوا يَوْماً لا تَجْزِي نَفْسٌ عَنْ نَفْسٍ شَيْئاً وَ لا يُقْبَلُ مِنْها شَفاعَةٌ وَ لا يُؤْخَذُ مِنْها عَدْلٌ وَ لا هُمْ يُنْصَرُونَ ( 48 )
[ ترجمه ]
اى فرزندان اسرائيل به ياد آريد نعمت مرا كه بر شما ارزانى داشتم و شما را بر جهانيان برترى دادم . ( 47 ) و بترسيد از آن روزى كه هيچ كس به كار ديگرى نيايد و از او شفاعتى پذيرفته نگردد و از او عوضى گرفته نشود و يارى نميشوند .
شرح لغات
فضّلتكم - برترى دادم - از فضل - برترى - افزايش در خير .
لا تجزى - پاداش نميدهد - از جزاء پاداش دادن و با مقابله و مكافات بيك معنا است و به معناى بىنياز ساختن نيز آمده است .
شفاعت - از شفع ، ضميمه نمودن و شفعه در خانه ، شركت در آنست زيرا شريك ، مالش را با ديگرى ضميمه مىكند و در مورد دستگيرى كه شفاعت ميگويند به اين مناسبت است كه گويى شخص دستگير ، آبرو و اعتبار خودش را با حيثيت مجرم و گناهكار ضميمه نموده است .
عدل - كلمات : « عدل و حق و انصاف » نظير هماند و نقيض عدل ، جور و ستم است و در اين آيه عدل به معناى فديه است و فرق عدل و عدل اينست كه عِدل مثل هر چيزى است در جنس و عَدل بدل آنست كه ممكن است از جنس ديگر باشد .
ينصرون - از نصر ، به معناى كمك و تقويت و نيز به معناى جلوگيرى از ظلم آمده است .
تفسير :
قسمت اول آيه را قبلًا بيان كرديم و در قسمت اخير آيه يكى از نعمتهاى خدا به بنى اسرائيل يادآور شده است و آن برترى ايشان است بر جهانيان .
ابن عباس ميگويد منظور برترى آنان است از مردم زمان خودشان زيرا بدون