بامور دين و دنيا بوده كه خدا به آدم آموخت .
3 - برخى گفتهاند : نام تمام چيزهايى را كه خلق شده و يا نشده و بعداً آفريده خواهد شد به او آموخت .
4 - على بن عيسى ميگويد : فرزندان آدم همه زبانهاى مختلف را از پدر آموختند و پس از تفرقه و پراكندگى ، هر دستهاى بزبانى كه عادت داشتند تكلّم كردند ولى با اين حال به همه زبانها دانا بودند تا زمان حضرت « نوح » و پس از طوفان كه بيشتر مردم هلاك گشته و باقيمانده نيز متفرّق شدند و هر قومى زبانى را كه خود بهتر مىتوانستند انتخاب نموده و بقيهء زبانها را تدريجاً فراموش كردند .
5 - از امام صادق عليه السلام سؤال شد كه منظور از نامهايى كه خدا به آدم آموخت چيست ؟ فرمود نام زمينها ، كوهها ، درهها ، بيابانها و در اين هنگام نگاهش بفرشى كه بر زمين گسترده بود و حضرت به روى آن قرار داشت افتاد و فرمود : حتى نام اين فرش را نيز خدا به او آموخت ، و گفته شده كه منظور از نامها ، نام ملائكه و فرزندان خود آدم بوده است .
برخى گفتهاند فوائد و امتيازات و نامهاى حيوانات را خدا بآدم ياد داد و اينكه هر حيوانى بچه كارى مىخورد خداوند به او آموخت .
و نيز گفته شده كه خداوند بآدم زبان عربى را نياموخت و اولين كسى كه به اين زبان تكلم كرد ، حضرت اسماعيل بود . و اضافه كردهاند سخن گفتن براى سه پيامبر معجزه بود . آدم ، اسماعيل و حضرت محمّد صلى اللَّه عليه و آله و سلم .
در نحوهء تعليم خداوند بآدم نيز اختلاف است . از اينقرار :
1 - خداوند اين معانى و اسماء را بقلب او الهام كرد و زبانش به آن معانى گويا شد كه خود ، اعجاز و خرق عادت بود .
2 - او را بفرا گرفتن آن اسماء وادار كرد .
3 - اول بار زبان ملائكة را به او آموخت و آدم با آن زبان بقيه زبانها را ياد گرفت .
ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 119
مساهمون: الشيخ الطبرسي
ص١١٩