چه ، او ميدانست كه اين تكليف محالى است ولى براى مصلحت اين امر ، متوجه آنها شد و در بيان اين مصلحت وجوهى گفته شده است .
1 - هنگامى كه خدا اعلام كرد كه در زمين خليفه و پيشوا قرار مىدهم ، در خاطر ملائكه آمد كه اگر خليفه از جنس آنان باشد فساد و خونريزى در زمين نخواهد بود در حالى كه فرزندان آدم جز خونريزى و تبهكارى ، نتيجهاى ندارند .
2 - آنان خود را برتر و بالاتر از همه مىدانستند و مىپنداشتند كه با بودن آنان خداوند موجود تازهاى ( كه برتر از آنان باشد ) نمىآفريند .
3 - به اين عنوان از ملائكه سؤال شد كه : اگر راست مىگوييد و ميدانيد كه چرا من در روى زمين خليفه و جانشين قرار مىدهم اين اسمها را براى من بيان كنيد ؟
« أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
.
4 - اخفش ميگويد : پرستش خدا از ملائكه مانند آن است كه ما به كسى مىگوييم اگر ميدانى در دست من چيست بگو ؟
و منظور بيان اين جهت است كه او نميداند و همچنين در آيه كريمه خدا ميگويد : اگر راست مىگوييد كه اين نامها را ميدانيد ، براى من بيان كنيد . بنا بر اين « امر » در اينجا فقط براى فهماندن عجز و ناتوانى آنان است نه طلب واقعى .
و ملائكه اين اعتراف را با كلمهء « سبحانك » شروع كردند .
نكته ديگر اينكه اين كلمه كه به معناى تنزيه و تقديس است ممكن است براى يكى از چهار معناى زير باشد .
1 - كسى جز تو از غيب اطلاع ندارد .
2 - منزهى از اينكه در آفرينش آدم و خليفه بودن او ما به تو اعتراض كنيم .
3 - تو از اينكه كارى بى مصلحت و حكمت انجام دهى ( چون خلقت آدم ) منزّه و وارستهاى .
4 - در مقام تعجب كه خدا چگونه مطلبى را كه به آنان نياموخته است ، ميپرسد .
و علت اضافه شدن جملهء
« إِلَّا ما عَلَّمْتَنا »
در اين آيه براى بيان اين مطلب است