تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 118

مساهمون:

ص١١٨
« وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ »
( ما تو را تسبيح و تقديس ميكنيم ) تسبيح ملائكه همان حمد و ستايش آنان از خدا مىباشد زيرا حمد ، ثنا و شكر است . و همين شكر ، اعتراف است به اينكه خداوند ، بزرگ و منزّه و قابل ستايش مىباشد و كلمه تسبيح معنايش جز اين نيست . سپس خداوند در پاسخ ملائكه ميگويد :
« إِنِّي أَعْلَمُ ما لا تَعْلَمُونَ »
( من ميدانم چه مصالحى در اين آفرينش است كه شما نميدانيد ) بعضى گفته‌اند كه آنچه خدا ميدانست و ملائكه نميدانستند همان تكبّر و عجب ابليس بود در ترك سجده . قتاده مىگويد : مراد علم ببودن انبياء و صالحين در فرزندان آدم است . قرآن پس از بيان آفرينش انسان و سؤال ملائكه برترى آدم را بر همه موجودات ديگر بيان مىكند اين فضيلت و برترى را تنها در سايه علم و دانش او و اينكه خداوند همه اسماء خود را به آدم آموخت
« وَ عَلَّمَ آدَمَ الْأَسْماءَ كُلَّها »
ميداند . در اينكه منظور از اين اسمها چيست ؟ اقوالى بيان شده است . 1 - قتاده ميگويد : منظور از اسمها . معانى و حقيقت آنها است زيرا بديهى است فضيلت در الفاظ و اسامى نيست جز باعتبار معنى و حقيقت . وقتى كه اسرار و حكمت اين نامها را خداوند بيان كرد . ملائكه اقرار كردند كه علم و اطلاعى ندارند و اصولًا تا چيزى را كه خدا به آنها نياموزد و نگويد . آنان نخواهند دانست . 2 - ابن عباس و سعيد بن جبير و بيشتر مفسّران ميگويند : منظور از نام‌ها نام تمام صنعتها و اصول و رموز كشاورزى ، درخت‌كارى و تمام كارهايى كه مربوط
هامش
و از همان وسائل در راه نابودى نوع خود استفاده كرده است و در نتيجه تمام وسائل تمدن از بين رفته و به حالت ابتدايى بازگشت شده است . و ممكن است جهت سؤال ملائكه اين بود كه اين آدم جانشين انسانهاى قبلى است و ملائكه مىپرسند كه خلقت چنين انسانى كه طبعى سودجو و خونريز دارد فايده‌اش چيست و باز هم فساد و خونريزى مىكند . در اين باره روايات فراوانى نيز وارد شده است .