4 - بعضى گفتهاند خداوند اسمهاى اشخاص را بآدم آموخت بدين ترتيب خود آن اشياء را حاضر كرد و بعد ، اسم و خاصيت هر يك را به او گفت .
« ثُمَّ عَرَضَهُمْ عَلَى الْمَلائِكَةِ »
خداوند مخلوقات را ( بقول ابن عباس ) و يا صاحبان اسمها را ( بقول مجاهد ) بملائكة عرضه داشت و از آنان خواست كه نامهاى آنها را بيان كنند روى قرائت « عرضها كه ( ابى بن كعب ميگويد ) عرضهنّ ( كه ابن مسعود ميگويد ) ، منظور ، عرضه داشتن خود اسمها است نه صاحبان اسمها .
چگونه عرضه شد ؟
در اينكه خداوند چگونه اين اسمها را بر ملائكه عرضه نموده ، ميان مفسرين اختلاف است :
1 - خدا معانى آن نامها را آفريد بطورى كه ملائكة آنها را ديدند .
2 - آن چنان اشياء را در ذهن آنان روشن و مجسّم كرد كه گويى آنها را ميديدند .
3 - يك فرد از هر جنس و نوع را بر ملائكه عرضه داشت .
و پس از آنكه خداوند موجودات را به آنان نشان داد و از آنها خواست كه اسم و خاصيتشان را بيان كنند
« فَقالَ أَنْبِئُونِي بِأَسْماءِ هؤُلاءِ إِنْ كُنْتُمْ صادِقِينَ »
ملائكه نتوانستند و آدم توانست و بارى ملائكه روشن شد كه آدم صلاحيت سكونت در زمين و خلافت آن را دارد . و اين مطلب بيشتر تأييد مىكند كه منظور از اسمها كه خدا بآدم آموخت ، همان شناسايى قوانين طبيعت و آباد كردن زمين و نشاندن درختها و مانند آن است كه با زندگى در زمين سازگار مىباشد .
سؤال در اينجا سؤالى پيش ميآيد كه چگونه خدا از ملائكه مطلبى مىپرسد در حالى كه ميداند آنها نميدانند و يا امرى مىكند كه ملائكه از انجام آن معذور و ناتوانند ؟ .
جواب دانشمندان تفسير در جواب اين سؤال اتفاق دارند كه اين امر حقيقتاً براى طلب انجام كار نبوده است و خدا از ملائكه نميخواست كه واقعاً اسمها را بيان كنند