تخطي إلى المحتوى الرئيسي

ترجمه تفسير مجمع البيان (فارسى) — صفحة 116

مساهمون:

ص١١٦
خليفه - يعنى پيشوا و جانشين . يسفك الدماء - ميريزد خون‌ها را از سفك به معناى ريختن . الدماء - جمع دم بمعنى خون . نسبّح - يعنى تقديس و تنزيه ميكنيم خداوند را از بديها و پليديها . آدم - اولين انسانى كه خداوند آفريد كه به او آدم ابو البشر ، پدر انسانها گفته مىشود . عرضهم - از عرض يعنى در معرض قرار دادن و عرضه داشتن . أنبئونى - آگاه كنيد مرا ، از انباء يعنى اعلام و آگاهى دادن و نبوّت و نبى از همين ماده گرفته شده‌اند . حكيم - دانشمند و حكمت ، همان دانش است و نيز حكيم بدانشمندى كه كار را بر اساس علم و تدبير انجام ميدهد گفته شده و بر عمل انسانى و اخلاقى او كه جلوگيرى از فساد و تبهكارى است « حكمت » اطلاق شده است .

تفسير

پروردگار به همه ملائكه ( يا به آن دسته ) كه در زمين سكونت داشتند خطاب كرده فرمود : در روى زمين قرار مىدهم ( مىآفرينم ) خليفه و جانشين
« إِذْ قالَ رَبُّكَ لِلْمَلائِكَةِ إِنِّي جاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً »
در اينكه منظور از خليفه حضرت آدم است شكّى نيست ولى در اينجهت كه چرا به او كلمهء « خليفه » بمعنى جانشين گفته شده چند قول بيان گرديده است . 1 - چون آدم نماينده و خليفه خدا در زمين است وقتى خداوند بملائكه گفت كه فرزندان آدم ، در زمين فساد ميكنند ملائكه فايدهء آفرينش آدم را مىپرسند . 2 - آدم ، جانشين ملائكه يا جنّ شد كه قبل از او در زمين سكونت داشتند . 3 - حسن بصرى ميگويد : از نظر آنكه فرزندان آدم هر يك جانشين پدر و گذشتگان خود ميگردند در آباد كردن زمين و يا برپا داشتن عدل به آدم خليفه گفته شد .