اين ارض همان مكه است
از رسول اكرم روايت شده كه زمين از مكه گسترش يافت و بدين جهت آن را « امّ القرى » ناميدهاند روى اين اصل ممكن است مراد از كلمهء « ارض » همان مكه باشد
قالُوا أَ تَجْعَلُ فِيها . . . .
ملائكه گفتند : خدايا در زمين مردمى مىآفرينى كه كارشان فساد ، كفر ، گناه خونريزى نابجا است .
در اين كه چگونه و از چه راهى ملائكه فهميدند آدم و ذريّهاش فساد مىكنند وجوهى گفته شده است .
1 - بسيارى از مفسرين ميگويند : قبل از آدم موجودات ديگرى ( جنّ ) در زمين زندگى ميكردند و فساد كردند و خداوند ملائكه را فرستاد تا آنان را رانده خود سكونت كردند . اكنون مىپرسند كه آيا اين آدم نيز مانند جنّ خونريزى و فساد مىكند ؟ .
2 - سؤال ملائكه صرفاً براى فهميدن بود نه در مقام انكار و اعتراض و از خدا مىخواستند تا حكمت آفرينش آدم را بفهمند .
3 - ابن عباس ميگويد : خداوند بملائكه گفته بود كه از فرزندان اين آدم كسانى خواهند آمد كه فساد و خونريزى ميكنند و پس از آنكه خدا آدم را آفريد ملائكه از اين نظر سؤال كردند كه بفهمند آيا اين همان آدمى است كه خدا گفته بود ذريّهاش فساد ميكنند يا غير او است .
4 - در آيه كريمه چيزى حذف شده كه اصل آن چنين بود من در روى زمين آدم ( خليفه ) مىآفرينم « و من ميدانم كه از فرزندانش كسانى هستند كه فساد ميكنند و خون مىريزند » پس ملائكه سؤال كردند ما كه جز تقديس و تسبيح كارى ديگر نداريم سزاوارتريم كه در روى زمين خليفه باشيم « 1 » .
هامش
( 1 ) مطابق يك فرضيه و تئورى انسان از بىنهايت شروع شده و مراحل تكامل مادى را پيموده و بكشف وسائل كشنده مادى رسيده است و روى حسن سودجويى جنگها واقع شده