تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 765

مساهمون:

ص٧٦٥
شيخ صدوق در جامع‌الاخبار با سند خود از امام صادق عليه السلام روايت كرده است : « هنگامى كه رسول خدا از حجةالوداع فارغ شد ، جبرئيل در مسير بازگشت بر او نازل شد و اين آيه را قرائت كرد : « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ . . . » ، رسول خدا فرمود : اى جبرئيل ، مردم تازه مسلمان هستند و خوف آن را دارم كه دچار شك و ترديد شوند و از من اطاعت نكنند . پس جبرئيل به آسمان عروج كرد . در روز دوم جبرئيل در غدير [ به همين صورت آمده است ! ] بر پيامبر صلى الله عليه و آله نازل و فرمود : اى محمد ! « بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . . . » ؛ اما آن حضرت عرض كرد : اى جبرئيل ، مىترسم كه اصحابم با من مخالفت كنند ! به دنبال آن جبرئيل به آسمان عروج كرد . در روز سوم جبرئيل بر رسول خدا نازل شد ، در حالى كه آن حضرت در غدير خم بود و فرمود : « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ وَإِنْ لَمْ تَفْعَلْ فَما بَلَّغْتَ رِسالَتَهُ وَاللَّهُ يَعْصِمُكَ مِنَ النَّاسِ . . . » ؛ وقتى كه رسول خدا اين سخن را شنيد ، به مردم فرمود : به خدا قسم كه از اين مكان تكان نمىخورم تا رسالت پروردگارم را ابلاغ كنم . « 1 » علامه طباطبائى در اين‌باره مىفرمايد : « بايد در آيهء سوم سورهء مائده كه مىفرمايد : « يا أَيُّهَا الرَّسُولُ بَلِّغْ ما أُنْزِلَ إِلَيْكَ مِنْ رَبِّكَ » و احاديثى كه دربارهء آن دو آيه از طرف شيعه و سنى وارد شده و خبرهاى متواتر مربوط به حادثهء غديرخم و اوضاع اجتماعى زمان رسول خدا دقت كرد . آنچه از تأمل و دقت در اين امور به نظر مىرسد ، اين است كه موضوع ولايت چند روز قبل از غدير نازل شده بود ، اما چنان كه آيات بدان اشاره دارند ، پيامبر صلى الله عليه و آله از اعلان آن واهمه داشت ، زيرا مىترسيد كه مورد قبول قرار نگيرد و يا نسبت به وى سوءقصدى انجام گيرد و به دنبال آن امر دعوت الهى مختل شود ، براى همين ، اعلان اين امر را به تأخير مىانداخت و امروز و فردا مىكرد تا اين‌كه آيهء شصت و هفت سورهء مائده نازل شد و دستور داد كه هر چه سريع‌تر دستور الهى را ابلاغ فرمايد . آن‌گاه پيامبر صلى الله عليه و آله اين دستور الهى را اعلان كرد .
هامش
( 1 ) . جامع الاخبار ، ص 10 - 13 و از او در بحارالانوار ، ج 37 ، ص 165 - 166 .