شما دربارهء اعمالتان سؤال كند .
آيا پيام الهى را ابلاغ كردم ؟ مردم گفتند : آرى . فرمود : خدايا تو شاهد باش . سپس فرمود : آگاه باشيد كه هر افتخار يا بدعتى كه در جاهليت بوده است و يا هر خون يا مالى كه در جاهليت هدر داده شده ، اكنون زير پاهاى من است و باطل اعلام مىشود . بدانيد كه هيچ كس بر ديگرى برترى ندارد مگر به واسطهء تقوا . آيا پيام الهى را ابلاغ كردم ؟ مردم گفتند : آرى . فرمود : خدايا تو شاهد باش . . . .
سپس فرمود : بدانيد كه شيطان از اينكه در سرزمين شما بت پرستيده شود ، مأيوس شده است ، اما او به انجام اعمالى كه شما آن را كوچك مىشماريد راضى است و آگاه باشيد كه هرگاه او در كسى طمع كند ، او را به بندگى خودش مىكشاند .
اى مردم ! آگاه باشيد كه مسلمان حقيقتاً برادر مسلمان است و براى هيچ مسلمانى جان و مال برادر مسلمانش حلال نيست مگر آنكه اموالش را با رضايت به وى بدهد .
من مأمور شدهام كه با مردم مبارزه كنم تا بگويند : لا إله الله . وقتى كه اين را بگويند ، جانها و مالهايشان را از من حفظ كردهاند ، مگر به اندازهء حقى كه بايد بپردازند و حسابشان در روز قيامت با خداست . آيا پيام الهى را ابلاغ كردم ؟ مردم گفتند : آرى . فرمود : خدايا تو شاهد باش . سپس فرمود : اى مردم ، سخن مرا بشنويد و آن را به خاطر بسپاريد تا بعد از من از آن بهرهمند شويد و خوب آن را بفهميد تا خير آن را بينيد ؛ مواظب باشيد كه بعد از من به كفر خويش باز نگرديد و بر سر دنيا خون همديگر را نريزيد .
سپس فرمود : آگاه باشيد كه من دو چيز در ميان شما به يادگار گذاشتهام كه اگر به آن دو تمسك بجوييد ، هيچگاه گمراه نمىشويد : كتاب خدا و عترتم ، اهل بيتم را . به درستى كه خداى لطيف و خبير مرا آگاه كرده است كه اين دو هيچگاه از هم جدا نمىشوند تا اينكه در حوض كوثر بر من وارد مىشوند . آگاه باشيد كه هركس به آن دو چنگ بزند ، نجات پيدا مىكند و هركس با آن دو مخالف كند ، هلاك مىشود . آيا پيام الهى را ابلاغ كردم ؟ مردم گفتند : آرى . فرمود : خدايا تو شاهد باش .
سپس فرمود : بدانيد كه به زودى افرادى از شما در حوض بر من وارد مىشوند ، اما از من دور گردانيده مىشوند . پس مىگويم : خدايا اينها اصحاب من هستند ، ولى گفته مىشود : اى محمد ، اينها بعد از تو بدعتگذارى كردند و سنّت تو را تغيير دادند . پس من هم مىگويم : از رحمت خدا دور باشند ، از رحمت خدا دور باشند . » « 1 »
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 171 و 172 و در حاشيهء آن از صحيح بخارى ، ج 2 ، ص 145 و 149 و ج 3 ، ص 79 ، ج 4 ، ص 87 ، باب حوض آمده است : عدهاى از اصحابم جزو اصحابالشمال قرار مىگيرند . پس من مىگويم : اصحابم ! اصحابم ! امّا گفته مىشود : آنها بعد از تو مرتد شدند و به گذشتهء خويش بازگشتند . و در لفظ صحيح مسلم ، ج 2 ، ص 149 - 252 آمده است : من مىگويم : آنها از من هستند ، اما گفته مىشود : تو نمىدانى كه آنها بعد از تو چه كردند . پس مىگويم دور باشند از رحمت خدا ، كسانى كه بعد از من بدعت ايجاد كردند . و نووى در ذيل اين احاديث مىنويسد : قاضى عياض گفته است : احاديث حوض صحيحه است و ايمان به آنها واجب و تصديق آنها نشانهء ايمان است . اين احاديث متواتر هستند و عدهء زيادى از صحابه آنها را نقل كردهاند .