همچنين زنان را شبانه به همراه اسامة بن زيد به سوى منى فرستاد و فرمود : هركدام كه قربانى به همراه آوردهاند ، رمى را انجام دهند و از منى خارج نشوند تا قربانىها ذبح شود و هركدام كه قربانى نياوردهاند ، رمى را انجام دهند و به سوى مكه بروند . « 1 »
واقدى روايت كرده است : هنگام سحر ، پيامبر به زنان و بچههايى كه ضعيفتر بودند و از آن حضرت درخواست كرده بودند تا قبل از ازدحام جمعيت به سوى منى بروند ، اجازه داد تا حركت كنند .
آن حضرت ريگهاى رمى جمرهء عقبه را در مزدلفه جمع كرد . « 2 » پس از اينكه فرا رسيدن صبح كاملًا براى او روشن شد ، نماز صبح را با يك اذان و اقامه به جاى آورد . سپس سوار قصواء شد و به مشعرالحرام ( يعنى كوه قزح ) « 3 » آمد . در آنجا رو به قبله ايستاد و آنقدر ذكر گفت و دعا كرد تا اينكه سفيدى صبح كاملًا نمايان شد ، اما هنوز خورشيد طلوع نكرده بود و پس از طلوع خورشيد ، حركت كرد .
ورود به منى
پس از آنكه رسول خدا به وادى محسّر رسيد ، كمى پيش رفت و آنگاه راه وسطى را كه به جمرهء عقبه منتهى مىشد در پيش گرفت . آنگاه در حالى كه بر ناقهء صهباء نشسته بود ، جمره را با هفت سنگ رمى كرد و همراه با پرتاب هر سنگى تكبير مىگفت . « 4 » در اين حال ، پيامبر همانند ساير مردم بود و از آداب و رسومى كه دربارهء رؤسا و امرا انجام مىدادند ، خبرى نبود . هيچ كس مردم را از اطراف رسول خدا دور نمىكرد و آن حضرت تلبيه گفتن را تا قبل از رمى جمره ادامه داد . « 5 »
سپس به قربانگاه رفت . ناجية بن جندب شترها را يكى پس از ديگرى در حالى كه يكى از
هامش
( 1 ) . همان ، ج 21 ، ص 394 از فروع كافى ، ج 1 ، ص 295 - 296 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1106 - 1107 .
( 3 ) . همان به نقل از ابوجعفر .
( 4 ) . بحارالانوار ، ج 21 ، ص 406 به نقل از المنتقى ما ؛ صحيح مسلم ، ج 4 ، ص 36 به نقل از امام صادق عليه السلام از امام باقر عليه السلام از جابر .
( 5 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 1107 - 1108 .