ايراد خطبه در مسجد خَيف
مرحوم قمى در تفسيرش مىنويسد : در آخرين روز از ايام تشريق ، خداوند نازل فرمود :
« اذَا جَاءَ نَصْرُاللَّهِ وَالفَتحْ » ؛
هنگامى كه يارى خداوند و پيروزى فرا رسيد .
به دنبال آن ، پيامبراكرم صلى الله عليه و آله فرمود : به مرگ خودم خبردار شدهام . آنگاه فرمود كه مردم براى نماز جماعت در مسجد خيف جمع شوند .
پس از اجتماع مردم ، حمد و ثناى الهى را به جاى آورد و فرمود : « خداوند خير و بركت عنايت فرمايد به كسى كه سخن مرا بشنود و آن را خوب حفظ كند و به كسانى كه آن را نشنيدهاند ، برساند . چه بسا كسى حامل فقه است ولى فقيه نيست و چه بسا حامل فقهى ، فقه را براى كسى كه فقيهتر از او مىباشد ، حمل مىكند . بدانيد كه قلب هر مسلمانى در سه چيز خيانت نمىكند : اخلاص عمل براى خدا ، نصيحت ائمهء مسلمين ، و لزوم همراهى با جماعت مسلمين . همانا دعوت مسلمين از وراى آنها احاطه شده است و مؤمنان باهم برادرند و خونهايشان ضامن همديگر است و ضعيفترين آنها براى عمل به عهد و پيمانها تلاش مىكند و در مقابل دشمنان متحد و همپيمان هستند .
اى مردم ! من چيزى در ميان شما باقى مىگذارم كه اگر بدان تمسّك بجوييد هيچگاه گمراه و خوار نمىشويد . كتاب خدا و عترتم ، اهل بيتم را . به راستى كه خداى لطيف و خبير به من خبر داده است كه آنها هرگز از هم جدا نخواهند شد تا هنگامى كه در حوض بر من وارد شوند . » « 1 »
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 173 ، بدون سند . اما نعمانى آن را در كتاب الغيبة ، ص 27 - 28 به چهار طريق از امام سجاد و باقر و صادق عليهما السلام نقل كرده و كلينى در كافى ، ج 1 ، ص 403 از امام صادق و همچنين شيخ صدوق در خصال ، ج 1 ، ص 149 و شيخ مفيد در امالى ، ج 2 ، ص 186 - 187 به طريق ديگرى روايت كردهاند .