آن حضرت در منى باقى ماند تا رمى جمرات را انجام داد و سپس به سوى أبطح در مكه حركت و در آنجا اقامت كرد . « 1 »
آن حضرت در طول مسير هرگاه كه به بالاى بلندى مىرسيد ، سه بار با صداى بلند تكبير مىگفت و سپس مىفرمود : « هيچ خدايى جز خداى يگانه نيست ، ملك و پادشاهى و حمد و سپاس مخصوص اوست ، او زنده مىكند و مىميراند و زنده مىكند و او زندهاى است كه هيچگاه نمىميرد ، همهء خير و نيكىها در دست اوست و او بر هر كارى تواناست ، ما به درگاه او مىرويم و به درگاه او توبه مىكنيم ، فقط او را سجده مىكنيم و فقط او را پرستش مىكنيم و حمد و سپاس پروردگار خودمان را به جاى مىآوريم . خداوند به راستى به وعدهء خود وفا كرد و بندهء خودش را يارى كرد و به تنهايى احزاب را در هم شكست . پروردگارا ، از سختى سفر و غم و اندوه روزگار و از چشم بد در اهل و مال خودمان به تو پناه مىبريم . پروردگارا ، ما را به نيكوترين صورت به سر منزل برسان تا به بهترين مغفرت و رضوان تو نايل گرديم . » « 2 »
نزول سورهء مائده
مرحوم علامه طباطبائى مىنويسد : « اهل حديث اتفاقنظر دارند بر اينكه سورهء مائده آخرين سورهء مفصلى است كه در اواخر عمر رسول خدا بر وى نازل شده است . » « 3 »
و عياشى در تفسير خود از على عليه السلام روايت مىكند كه فرمود : « آخرين سورهاى كه بر رسول خدا صلى الله عليه و آله نازل شد ، سورهء مائده بود . اين سوره هنگامى بر وى نازل شد كه او بر قاطر شهباء سوار بود .
اين حالت چنان سنگين بود كه حيوان از حركت باز ايستاد و كمرش خم شد ، به طورى كه ديدم نزديك است شكم حيوان با زمين تماس پيدا كند . آن حضرت صلى الله عليه و آله در حالت خلسه فرو رفت ، به طورى كه دستش را بر سر شيبة بن وهب جُمحى گذاشت . سپس از اين حالت خارج شد و سورهء مائده را براى ما قرائت كرد . » « 4 »
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 21 ، ص 393 به نقل از فروع كافى ، ج 1 ، ص 234 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 114 . بعد از اين ديگر واقدى هيچ خبرى را از حوادث بازگشت رسول خدا به مدينه ذكر نمىكند و حتى حادثهء غدير و حتى خطبهاى را كه در منزلگاه جحفه ايراد فرمودند ، ذكر نمىكند !
( 3 ) . الميزان ، ج 5 ، ص 157 .
( 4 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 288 ، حديث 2 .