نفر از آنها كشته شدند . و در مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 907 آمده است كه نزديك صد نفر كشته شدهاند و در مجمع البيان ، ج 5 ، ص 30 هم مطلب به همين صورت آمده است . و مسعودى در التنبيه و الاشراف ، ص 235 نقل كرده است كه آنها صد و پنجاه نفر بودند . بنابراين واقدى سى نفر مسعودى پنجاه نفر را افزوده است و بنابر قول اول حدود نيمى از افراد را على عليه السلام به هلاكت رسانده و باقيمانده را ساير مسلمانان به قتل رساندهاند ! شايد براى همين در دعاى ندبه آمده است : « فَأَوْدعَ قُلوبَهُم احقاداًبدرية و خيبرية و حنينية » .
داغ شدن تنور جنگ
قمى در تفسير خود مىنويسد : پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به عمويش عباس فرمود : اى عباس ، بالاى اين تپه برو و فرياد بزن : اى اصحاب بقره ! واى اصحاب شجره ! به كجا فرار مىكنيد ؟ ! اين رسول خدا صلى الله عليه و آله است كه شما را فرا مىخواند . عباس اين كار را انجام داد و هنگامى كه انصار صداى او را شنيدند ، برگشتند ، امّا از روبرو شدن با رسول خدا صلى الله عليه و آله شرم داشتند ، از اين رو به زير پرچمهاى خودشان بازگشتند و نزد پيامبر صلى الله عليه و آله نيامدند . پس از مدتى رسول خدا صلى الله عليه و آله از عباس سوال كرد : اينها چه كسانى هستند ، اى ابوالفضل ؟ ! جواب داد : اينها انصار هستند كه با مشركان درگير شدهاند ، اى رسول خدا . « 1 »
شيخ مفيد مىنويسد : هنگامى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله آنها را ديد ، پا در ركاب گذاشته و به حالت ايستاده در آمد و فرمود : الان آتش تنور جنگ گرم شده است . و اين شعر را خواند :
همانا من پيامبر خدا هستم و هيچ دروغى در اين نيست * و همانا من پسر عبدالمطلب هستم . « 2 »
قمى مىنويسد : سپس رسول خدا صلى الله عليه و آله به ابوسفيان بن حارث گفت : مشتى از سنگريزهها را به من بده . پس از آنكه كه سنگريزهها را گرفت ، آنها را به روى مشركان پاشيد و فرمود : رويتان زشت باد ! « 3 »
سپس پيروزى از آسمان نازل شد و هوازن شكست خوردند و به هر طرف فرار كردند و خداوند
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 287 .
( 2 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 143 ؛ من لا يحضره الفقيه ، ج 4 ، ص 377 .
( 3 ) . تفسير قمى ، ج 1 ، ص 287 ؛ مغازى واقدى در ج 3 ، ص 810 .