تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 609

مساهمون:

ص٦٠٩
اى حارثه ، چه تعداد از افراد ثابت قدم مانده‌اند ؟ به چپ و راستم نگاه كردم و آنها را صد نفر تخمين زدم و گفتم : اى رسول خدا ، صد نفرى هستند و به خاطر درگيرى شديد به پشت سرم نگاه نكردم . « 1 » و گفته مىشود كه صد نفر در آن روز ثابت قدم ماندند كه سى و سه نفر از مهاجرين و شصت و هفت نفر از انصار بودند كه آن حضرت صلى الله عليه و آله را در ميان گرفته بودند و شايد كه اين‌ها اولين نفرهايى بوده‌اند كه بازگشته‌اند .

كشته شدن پرچمدار هوازن

در ارشاد آمده است : يكى از افراد قبيلهء هوازن بر روى شترى سرخ رنگ سوار بود و نيزه‌اى بلند در دست داشت كه پرچمى سياه رنگ بالاى آن بسته بود . او به پيش مىرفت و پرچم را برافراشته نگاه مىداشت تا مشركان به دنبال او پيشروى كنند . او وقتى كه مشاهده كرد به پيروزىهايى دست يافته‌اند ، بر مسلمانان حمله‌ور شده و رجز مىخواند : من ابوجرول هستم كه باز نمىگردم‌تا بر اين قوم پيروز شويم يا كشته شويم . على عليه السلام بر او حمله‌ور شد و ضربه‌اى بر شترش زد و آن را ساقط كرد و سپس ضربه‌اى به خودش زد و او را هلاكت رساند و در همين حال اين رجز را مىخواند : به درستى كه اين قوم از صبح مىدانستند كه من در صحنهء كارزار مردى كار كشته هستم . پس از آن كه على عليه السلام ابوجرول را ساقط كرد ، قومش متلاشى شدند و مسلمانان به طور دسته جمعى بر آنها حمله‌ور شدند كه على عليه السلام در پيشاپيش آنها حركت مىكرد و به تنهايى چهل نفر را هلاكت رساند . « 2 » به دنبال قتل ابوجرول و چهل نفر از مشركان به دست على عليه السلام ، نظم و آرايش و اتحاد مشركان از هم متلاشى شد و همين باعث شكست آنها و پيروزى مسلمانان گرديد . « 3 » در مورد تعداد كشته‌هاى هوازن ، ابن اسحاق در سيره‌اش ، ج 4 ، ص 92 نقل كرده است كه هفتاد
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 900 . ( 2 ) . روضه كافى ، ص 308 ؛ بحارالانوار ، ج 21 ، ص 176 . ( 3 ) . ارشاد ، ج 1 ، ص 143 ، 144 و 150 ؛ تاريخ و يعقوبى ، ج 2 ، ص 63 .