تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 566

مساهمون:

ص٥٦٦
ذؤيب از فرزندان أسود ديلى از بنى بكر و از اشراف كِنانه را در عرفات و در نزديكى حدود حرم كشتند . سپس اسلام ظهور كرد و آنها مشغول بدان شدند و اختلاف خود را كنار گذاشتند « 1 » ؛ اما همچنان كينه و دشمنى قبلى را به دل داشتند و فقط اسلام مانع از ظهور اين دشمنى شده بود . « 2 » در بيست و دومين ماه از صلح حُديبيه و قبل از ماه شعبان « 3 » ، أنس بن زُنيم ديلى در حرم نشسته بود و اشعارى را در هجو رسول خدا صلى الله عليه و آله مىخواند . يكى از جوانان خُزاعه اين را شنيد و به او گفت : اين اشعار را نخوان ! گفت : به تو چه ؟ ! جوان گفت : اگر يك بار ديگر اين اشعار را بخوانى دهانت را خرد مىكنم . ديلى آن اشعار را دوباره خواند . آن جوان خُزاعى بر سرش پريد و او را مورد ضرب و شتم قرار داد . ديلى نزد قوم خود رفت و آثار كتك خوردگى را به آنها نشان داد و همين آتش كينه‌هاى فراموش شده را روشن كرد . « 4 » نَوْفَل بن معاويهء ديلى كه رئيس بنى ديل از بنى بكر از كِنانه بود - مىخواست كه انتقام فرزندان أسود ديلى را از خُزاعىها بگيرد ، ولى عده‌اى او را منع كردند ؛ اما عده‌اى با او همراهى كردند كه از جملهء آنها بنى نُفاثه از بنى بكر بودند . آنها با اشراف قريش صحبت كرده و درخواست كردند كه با سلاح و افراد به آنها كمك كنند تا بتوانند با دشمن خود ، بجنگند و كشته شدگان خود به دست خُزاعه قبل از ظهور اسلام را يادآور شدند و گفتند : آنها در عهد و پيمان محمد صلى الله عليه و آله داخل شده‌اند و بايد شما ما را يارى كنيد . در اين باره با ابوسفيان مشورت نكردند يا اينكه مشورت كردند و او قبول نكرد ، اما ديگران به سرعت درخواست آنها را پذيرفتند . خُزاعىها در پناه اسلام در امن و امان بودند و اگر احتمال مىدادند كه مورد حمله قرار مىگيرند ، احتياط مىكردند و آماده مىشدند . قريشىها بين خود قرار گذاشتند كه اين امر را پنهان نگاه دارند تا خزاعىها آگاه نشوند . آنگاه با خُزاعة قرار گذاشتند كه در كنار يكى از چاه‌هاى خُزاعه به نام وَتير گِرد هم آيند . همگى سر قرار حاضر شدند . عده‌اى از بزرگان قريش از قبيل صَفوان بن اميّه ، مِكرز بن حَفص و حُويطب بن عبدالعزى هم به همراه غلامان خود آمده بودند . با فرا رسيدن شب خُزاعى
هامش
( 1 ) . سيرهء ابن اسحاق ، ج 4 ، ص 31 . ( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 781 . ( 3 ) . همان ، ج 2 ، ص 783 . ( 4 ) . إعلام الورى ، ج 1 ، ص 215 .
تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 566 | الشيخ محمد هادي اليوسفي الغروي / حسين على عربى