هنگام سپيدهدم على عليه السلام با سپاهيانش بر دشمن يورش برد و سركردهء آنها را با صد و بيست نفر كشتند و صد و بيست زن بالغ را اسير كردند و در اين مورد سورهء « والعاديات » نازل شد :
« وَالْعادِياتِ ضَبْحاً * فَالْمُورِياتِ قَدْحاً * فَالْمُغِيراتِ صُبْحاً * فَأَثَرْنَ بِهِ نَقْعاً * فَوَسَطْنَ بِهِ جَمْعاً » ؛
« سوگند به ماديانهايى كه نفس نفس مىزنند و مىتازند . و باسمهاى خود برق از سنگها مىجهانند . وهنگام سپيده دم حمله مىكنند . و با شبيخون برق آسا گرد و خاك بر مىانگيزانند و ناگهان در ميان گروهى وارد مىشوند .
پس از آنكه جبرئيل نازل شد و رسول خدا صلى الله عليه و آله را از پيروزى على عليه السلام و اصحابش آگاه نمود ، آن حضرت صلى الله عليه و آله بر منبر رفت و پس از حمد و ثناى الهى ، مردم را از پيروزى مسلمانان مطلع كرد و به آنها خبر داد كه فقط دو نفر از آنها آسيب ديدهاند . سپس از منبر پايين آمد و براى پيشواز على عليه السلام و يارانش به همراه مردم تا سه ميل از مدينه بيرون رفت . هنگامى كه على عليه السلام آن حضرت صلى الله عليه و آله را ديد كه از روبر مىآيد از اسب پياده شد و پيامبر صلى الله عليه و آله هم از اسب پياده شد و على عليه السلام را به آغوش كشيد و پيشانىاش را بوسيد و مسلمانان هم در همان جايى كه رسول خدا صلى الله عليه و آله پياده شد ، پياده شدند و دور على عليه السلام را گرفتند . « 1 »
نقض صلح نامهء حُديبيه به وسيله قريش
در شروط صلح حُديبيه آمده بود : « هر كس كه بخواهد مىتواند در عهد و پيمان محمد باشد و هر كس بخواهد مىتواند در عهد و پيمان قريش باشد » .
پس از آنكه صلح نامه را امضا كردند ، افراد طايفه خُزاعه برخاستند و گفتند : ما در عهد و پيمان محمد رسولاللّه صلى الله عليه و آله هستيم و طايفه بنى بكر [ از بنى كِنانهء قريش ] برخاستند و اعلام كردند : ما در عهد و پيمان قريش هستيم . « 2 »
آخرين درگيرى خُزاعة و بنى بكر كمى قبل از اسلام رخ داد كه در آن خزاعىها ، سَلمى ، كلثوم و
هامش
( 1 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 434 - 468 ؛ تفسير فرات كوفى ، ص 599 - 602 ، حديث 761 .
( 2 ) . تفسير قمى ، ج 2 ، ص 313 - 341 .