اگر اين را نپذيرفتند ، آنها را به پرداخت جزيه دعوت كن . و اگر قبول كردند ، از آنها بپذير و دست از ايشان بردار .
و اگر اين را هم نپذيرفتند از خدا كمك بخواه و با آنها بجنگ و اگر اهل قلعه يا شهرى را محاصره كردى و آنها درخواست كردند كه بر طبق حكم خدا در مورد آنها عمل كنى ، اين را نپذير و بلكه آنها را بر طبق حكم خودت امان بده ؛ زيرا نمىدانى كه آيا به حكم خدا در مورد آنها دست مىيابى يا نه .
و اگر اهل قلعه يا شهرى را محاصره كردى و درخواست نمودند كه آنها را در ذمهء خدا و رسولش قرار دهى از آنها نپذير و بلكه آنها را در ذمهء خودت و پدرت و اصحابت قرار بده ؛ زيرا اگر كه ذمهء شما و پدرانتان را بشكنند براى شما بهتر از اين است كه ذمهء خدا و رسولش را بشكنند » .
ظاهراً اين توصيه بعد از نماز ظهر در مسجد و خطاب به فرماندهان و به خصوص جعفر طيار بوده است .
آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله لشكر اسلام را تا ثَنيّة الوداع در مسير شام بدرقه كرد و در آن جا ايستاد .
لشكريان هم اطراف آن حضرت صلى الله عليه و آله ايستادند و او در خطاب به آنها فرمود : « با نام خدا حركت كنيد و با دشمن خدا و دشمن خودتان در شام بجنگيد . در آنجا افرادى را مىبينيد كه در صومعهها به عبادت مشغولند ، متعرض آنها نشويد و افرادى را مىبينيد كه سرشان آشيانهء شيطان است ، پس آن سرها را با شمشير از تن جدا كنيد . زنان و بچهها و پيرمردان را نكشيد و نخلها را به آتش نكشيد و درختها را قطع نكنيد و خانهها را خراب نكنيد »
يادگارى پيامبر صلى الله عليه و آله به ابن رواحه
پس از آنكه عبداللَّه بن رواحه با رسول خدا صلى الله عليه و آله خداحافظى كرد ، به او عرض كرد : اى رسول خدا ، به من سفارشى بكن كه آن را از شما به يادگار داشته باشم . به او فرمود : « تو به زودى وارد سرزمينى مىشوى كه سجده در آن بسيار كم است ، پس سجدهء خود را زياد كن . » و ساكت شد .
عبداللَّه گفت : بيشتر بفرماييد اى رسول خدا . فرمود : « در همه حال خدا را به ياد داشته باش كه او ياور توست در آنچه كه مىخواهى » .
عبداللَّه رفت ؛ اما دوباره بازگشت و عرض كرد : اى رسول خدا ، خداوند فرد است و فرد را دوست دارد ! پس سفارشهاى خود را به سه برسانيد .