فرستاد . در ميانهء راه ، شُرحَبيل بن عمرو غسّانى كه حاكم آنجا بود ، جلوى حارث را گرفت ؛ و از او پرسيد : گويى كه از فرستادگان محمد هستى ؟ حارث گفت : بله ، من فرستادهء رسول خدا صلى الله عليه و آله هستم .
شُرحبيل دستور داد كه او را بكشند .
اين خبر به اطلاع رسول خدا صلى الله عليه و آله رسيد و بسيار ناراحت شد و به مردم دستور داد كه در لشكرگاه جمع شوند . مردم خارج شدند و در جُرْف اردو زدند بدون اينكه فرماندهى براى آنها معين كرده باشد .
پس از آن كه پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله نماز ظهر را به جاى آورد ، در جاى خود نشست . اصحابش نيز دور او نشستند . در روايت ابان بن عثمان بجلى كوفى از امام صادق عليه السلام آمده است : آن حضرت صلى الله عليه و آله جعفر بن ابىطالب را به فرماندهى آنها انتخاب كرد و پس از او زيد بن حارثهء كلبى و پس از او عبدّاللَّه بن رواحه را تعيين نمود و فرمود كه اگر عبداللَّه بن رواحه هم آسيبى ديد ، مسلمانان خودشان فرماندهى براى خود تعيين كنند . و آنگاه پرچم سفيدى براى آنها كه سه هزار نفر بودند ، بست . « 1 »
سفارشهاى پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله
پس از آنكه لشكريان آمادهء حركت شدند ، مردم به بدرقهء آنها رفتند و با آنها خداحافظى كرده و برايشان دعا كردند . رسول خدا صلى الله عليه و آله در توصيهاى فرمود : « شما را به تقوى و خير و نيكى نسبت به مسلمانانى كه با شما هستند توصيه مىكنم . با نام خدا و در راه خدا حركت كنيد و با كسى كه به خدا كفر مىورزد بجنگيد و پيمان شكنى و خيانت نكنيد و بچهها را به قتل نرسانيد . هنگامى كه با دشمن مواجه مىشوى [ افعال به همين صورت آمده است . ] آنها را به يكى از اين امور دعوت كن كه اگر به هر كدام پاسخ دادند بپذير و از آنها دست بكش :
آنها را به اسلام دعوت كن كه اگر پذيرفتند از ايشان قبول كن و آنها را رها كن . سپس آنها را دعوت كن كه به دارالمهاجرين ( مدينه و اطراف آن ) مهاجرت كنند كه اگر قبول كردند ، در سود و زيان مهاجرين شريك هستند . امّا اگر اسلام را پذيرفتند و در همان خانه و كاشانه خود باقى ماندند به آنها اطلاع بده كه همانند أعراب مسلمان هستند و حكم خدا بر آنها جارى مىشود و چيزى از خراج و غنيمت به آنها نمىرسد ؛ مگر آنكه در كنار مسلمين به جهاد بپردازند .
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 755 - 756 ؛ إعلام الورى ، ص 212 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 205 ؛ تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 65 ؛ شرح نهج البلاغه معتزلى در ، ج 15 ، ص 62 .