ساختن منبر و نالهء ستون حنّانه
تجليل خاص قرآن از پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله باعث شد كه بعضى از اطرافيان و اصحاب آن حضرت صلى الله عليه و آله به او عرض كنند : اى رسول اللَّه ، همانا جمعيت مسلمانها زياد شده است و ما دوست داريم كه به هنگام سخنرانى شما را ببينيم . آيا اجازه مىفرماييد منبرى براى شما بسازيم كه به هنگام سخنرانى بر آن برآييد تا مردم شما را ببينند ؟ آن حضرت صلى الله عليه و آله كه تا آن زمان پيامبر صلى الله عليه و آله به هنگام ايراد سخنرانى به يكى از ستونهاى مسجد كه تنهء درخت خرمايى بود تكيه مىكرد ، اجازه داد .
از جابر بن عبداللَّه انصارى روايت شده است : پيشنهاد دهنده ، يكى از زنان انصار به نام عايشه بوده است كه غلامى رومى و نجّار به نامِ باقوم داشت . پس از آنكه رسول خدا صلى الله عليه و آله اجازه فرمود ، باقوم منبرى سه پلهاى ساخت و براى روز جمعه در اوايل سال هشتم هجرى آن را به مسجد آورد .
پيامبر صلى الله عليه و آله وقتى وارد مسجد شد از كنار ستون گذشت و بر منبر نشست . در اين حال از تنه درخت ، صداى ناله شنيده شد ! چون رسول خدا صلى الله عليه و آله اين را شنيد ، از منبر پايين آمد و به كنار ستون رفت و آن را در بغل گرفت و دستى بر آن كشيد و فرمود : آرام باش . همانا فرستادهء خدا صلى الله عليه و آله از روى بىاعتنايى از تو كناره نگرفته است ؛ بلكه فضل و جلال تو همچنان باقى است ؛ زيرا تكيه گاه رسول خدا بودهاى ؛ ولى بايد كه مصلحت بندگان خدا را در نظر گرفت . با اين سخنان ، نالهء تنهء درخت ، ستون حنانه فروكش كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله بر منبر خود بازگشت . « 1 »
اسلام آوردن خالد بن وليد و عمرو بن عاص
واقدى از خالد روايت كرده است : هنگامى كه آمادهء حركت به سوى رسول خدا صلى الله عليه و آله شدم ، پيش خود گفتم : خوب است هنگام رفتن پيش رسول خدا صلى الله عليه و آله همراهى داشته باشم . براى همين صفوان بن اميّه را
هامش
( 1 ) . بحارالانوار ، ج 17 ، ص 326 ، تفسير منسوب به امام عسكرى عليه السلام ، مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 979 .