شكر كه پدرم را قبل از اين از دنيا برد و نبود كه اين حادثه را ببيند ! « 1 »
چون عقيل بن ابى طالب ، منزل رسول خدا صلى الله عليه و آله و منزل برادران و خواهران خودش را در مكه فروخته بود ، آن حضرت صلى الله عليه و آله فرمود : به هيچ خانهاى نمىروم . بنابراين آزاد كردهء آن حضرت صلى الله عليه و آله ابو رافع قبطى چادرى را در حجون در منطقهء أبطح براى وى برپا كرد و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله به چادر رفت در حالى كه امّ سلمه هم با او بود . آن حضرت صلى الله عليه و آله در ايام عمرهء قضا براى نماز به مسجد حجون مىرفت . « 2 »
تلاش براى گسترش روابط
ابن هشام مىنويسد : ميمونه ، دختر حارث هلاليه و خواهر ام الفضل همسر عباس بن عبدالمطلب بود .
وى قبلًا همسر ابى سبرة بود كه اختيار خودش را به خواهرش ام الفضل واگذار نموده بود و ام الفضل اختيار وى را به عباس واگذارده بود .
پس از آنكه رسول خدا صلى الله عليه و آله از احرام خارج شد ، ميمونه را از عمويش عباس خواستگارى كرد و او را با چهارصد درهم به تزويج خود در آورد . « 3 »
آن حضرت صلى الله عليه و آله سه روز در مكه اقامت كرد . در روز چهارم با جمعى از اصحاب خود به هنگام ظهر نشسته بود و سعد بن عُباده با وى صحبت مىكرد كه سُهيل بن عمرو همراه حُويطب بن عبدالعُزّى پيش آمد گفت :
وقت تو تمام شده است ! از مكه خارج شو !
پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله فرمود : شما را چه مىشود اگر اجازه مىداديد كه در مكه عروسى كنم و همهء شما را به مهمانى دعوت كنم ؟ !
گفتند : نيازى به مهمانى تو نداريم . زودتر خارج شو ! اى محمد تو را به خدا و به عهدنامهاى كه بين ما منعقد شده است قسم مىدهيم كه از سرزمين ما خارج شو كه سه روزِ مورد توافق سپرى شده است .
هامش
( 1 ) . همان ، ج 2 ، ص 737 - 738 .
( 2 ) . همان ، ج 2 ، ص 829 .
( 3 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 14 . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 738 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 278 .