تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 545

مساهمون:

ص٥٤٥
داد . آن حضرت صلى الله عليه و آله بر ناقهء خود ، قصواء سوار شد و اصحابش در حالى كه شمشيرهاى خود را حمايل بسته بودند اطراف او را گرفته و تلبيه مىگفتند . آنها به همين صورت پيش رفتند تا به ذى طوى رسيدند . تلبيه گفتن قطع نشد تا اينكه خانه‌ها و چادرهاى مكه را ديدند . سپس آن حضرت صلى الله عليه و آله از راه ثنيّه كه مشرف بر حجون است ، وارد مكه شد . قريشيان به همديگر مىگفتند : نمىخواهيم نگاهمان به محمد و اصحابش بيفتد ؛ براى همين به بالاى كوههاى مكه رفتند « 1 » و بر طبق شرايط صلحنامهء حديبيه ، بت‌ها را هم برداشتند . « 2 » ابن اسحاق از ابن عباس روايت كرده است : عده‌اى در كنار دارالندوة صف كشيده بودند تا او و اصحابش را تماشا كنند . آن‌ها ميان خودشان صحبت مىكردند و مىگفتند : محمد و يارانش در فقر و سختى و مشكلات به سر مىبرند ! « 3 » آن حضرت صلى الله عليه و آله داخل مكه شد و كعبه را طواف كرد . كلينى در كافى با سند خود از امام صادق عليه السلام روايت كرده است : رسول خدا صلى الله عليه و آله در حالى كه بر ناقه نشسته بود كعبه را طواف مىكرد و عصاى خود را به ركن‌ها و حجرالاسود مىرساند و آنگاه سر عصاى خود را مىبوسيد « 4 » . آن حضرت صلى الله عليه و آله بدين علّت بر روى مركب خود طواف را انجام مىداد تا مردم هيأت و حالات وى را ببينند . او مىفرمود : چگونگى انجام مناسك را از من ياد بگيريد . آن حضرت در حالى طواف را انجام داد كه بر پالان نخ نما شده و قطيفهء كهنه‌اى نشسته بود كه فقط چهار درهم مىارزيد . « 5 » در هنگام طواف عبداللّه بن رواحه افسار شتر آن حضرت را در دست داشت و اين شعر را مىخواند : اى فرزندان كفار راه را باز كنيد . اى فرزندان كفار كنار برويد كه تمام خير در رسول خداست پروردگارا ! من به گفته‌هاى وى ايمان دارم و شناختن حق خدا را در اين مىدانم كه وى را قبول داشته باشم « 6 »
هامش
( 1 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 734 - 735 . ( 2 ) . تفسير عياشى ، ج 1 ، ص 70 . ( 3 ) . به نقل از ابن اسحاق در سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 102 . ( 4 ) . فروع كافى ، ج 4 ، ص 426 ؛ وسائل الشيعه ، ج 13 ، ص 441 . ( 5 ) . عوائل اللالى ، ج 4 ، ص 34 ، ح 118 و از او در مستدرك الوسائل ، ج 9 ، ص 420 ، ح 4 ، چاپ آل البيت . ( 6 ) . سيرهء ابن هشام ، ج 4 ، ص 13 ؛ مغازى ، ج 2 ، ص 735 ؛ اعلام الورى ، ج 1 ، ص 211 ؛ مناقب آل ابى طالب ، ج 1 ، ص 205 .