تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ اسلام ( عصر پيامبر اعظم ص ) ( فارسى ) — صفحة 539

مساهمون:

ص٥٣٩
آنها حركت كردند تا به طائف رسيدند . قُريشيانى كه در طائف بودند از حركت آنها آگاه شده و بسيار خوشحال شدند و به همديگر مىگفتند : بشارت بر شما باد ! از دست اين مرد راحت شديد ، زيرا كسرى ، پادشاهِ پادشاهان به مقابله با او پرداخته است ! آنها از طائف خارج شدند تا به مدينه رسيده و بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وارد شدند در حالى كه ريش‌هاى خود را تراشيده و سبيل‌ها را رها كرده بودند . رسول خدا صلى الله عليه و آله با ديدن اين سر و وضع ، كراهت خود را اظهار داشت . بابويه به صحبت پرداخت و گفت : شاهنشاه ، كسرى به جناب باذان نامه‌اى را ارسال كرده و به او دستور داده كه تو را به سوى او بفرستد . و من آمده‌ام كه تو را با خود ببرم . پس اگر بيايى كه باذان نامه‌اى به شاهنشاه مىفرستد و دست از تو بر مىدارد و به سود توست و اگر نيايى ، تو و قومت را نابود و سرزمينت را تباه خواهد كرد ! رسول خدا صلى الله عليه و آله به آنها فرمود : واى بر شما ! چه كسى به شما گفته است كه ريش‌هاى خود را بتراشيد ؟ ! گفتند : خداى ما - و منظورشان كسرى خسروپرويز بود - به ما چنين دستور داده است . رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : امّا خداى من به من فرموده است كه ريش را رها و شارب را كوتاه كنم . سپس به آنها فرمود : الان برويد و فردا نزد من بياييد . در همين زمان بر رسول خدا صلى الله عليه و آله وحى شد كه خداوند شيرويه را بر خسروپرويز مسلط كرده و او در فلان شب از فلان ماه پدرش را كشته است ! رسول خدا صلى الله عليه و آله آن دو را فراخواند و اين خبر را به آنها داد . آنها گفتند : ما از تو به خاطر خطايى كمتر از اين شكايت داشتيم ! حال مىدانى كه چه مىگويى ؟ ! آيا اين سخن تو را بنويسيم و به اطلاع پادشاه برسانيم ؟ ! فرمود : بله ، اين خبر را از جانب من به آگاهى وى برسانيد و بگوييد : به زودى دين و آئين و نام من در سرزمين‌هاى زير نفوذِ كسرى گسترش مىيابد و تمام اطراف عالم را فرا مىگيرد ! به بادان بگوييد : اگر اسلام بياورى ، حكومتت را به تو واگذار مىكنم و پادشاهىِ تو را بر ايرانى زادگان « 1 » تثبيت خواهم نمود . سپس كمربندى را كه در آن قطعه‌هايى از طلا و نقره به كار رفته بود و آن را بعضى از پادشاهان به وى هديه نموده بودند ، به خور خسرو هديه كرد و آنها از نزد وى خارج شدند .
هامش
( 1 ) . ايرانى زادگان ( الأبناء ) ، فرزندان و نوادگان نظاميان ساسانى بودند كه همراه سيف بن ذى يزن براى نجات يمن از دست حبشىها به يمن آمده بودند . اينها در همان يمن متولد شده و عرب شده بودند .