فرمود : همه را به اسلام دعوت مىكنم تا شهادت بدهند : لا إله الّا اللّه ، محمد رسول اللّه .
پرسيد : اگر اسلام بياورم چه سودى براى من دارد ؟
فرمود : اگر ثابت قدم باشى ، بهشت نصيبت خواهد شد .
او اسلام را پذيرفت . سپس پرسيد : با اين گوسفندان كه به عنوان امانت پيش من هستند ، چه كنم ؟
فرمود : آنها را از اردوگاه لشكر بيرون ببر و جهت حركتشان را مشخص كن . سپس با سنگ آنها را هى كن تا پيش بروند ؛ خداوند امانتهاى تو را ادا خواهد كرد .
آن غلام همين كار را كرد و بدين ترتيب گوسفندان به صاحبان اصلى خويش بازگردانده شدند . « 1 »
اطاعت از فرماندهى
واقدى مىنويسد : رسول خدا صلى الله عليه و آله در كنار قلعهء ناعم لشكر خود را سازماندهى و مستقر كرد ، امّا آنها را از شروع جنگ نهى كرد تا هنگامى كه به آنها اجازه بدهد . با اين وجود يكى از سپاهيان اسلام از قبيلهء اشجع به يك يهودى حمله كرد و او را كشت . در مقابل مرحب يهودى به آن مسلمان حمله كرد و او را به قتل رسانيد .
به پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله عرض كردند : فلانى شهيد شد .
رسول خدا صلى الله عليه و آله پرسيد : آيا بعد از شنيدن دستور نهى از شروع جنگ شهيد شد ؟
گفتند : بله .
آنگاه رسول خدا صلى الله عليه و آله دستور داد كه جارچى در ميان مسلمانان اعلام كند : « آگاه باشيد كه بهشت براى فرد متمرّد متخلف مهيا نيست ! »
آن حضرت صلى الله عليه و آله قبل از شروع جنگ ، سپاهيان را موعظه كرد و پرچمها را در ميانشان تقسيم نمود .
سپاه اسلام سه بيرق و يك عَلَم داشت كه يك بيرق را به سعد بن عباده و يكى را به حُباب بن منذر و ديگرى را به على بن ابيطالب عليه السلام داد . « 2 »
هامش
( 1 ) . مغازى ، ج 2 ، ص 649 ؛ سيرهء ابن اسحاق ، ج 3 ، ص 358 - 359 .
( 2 ) . مغازى واقدى ، ج 2 ، ص 649 .