عجيب است كه بعضى قول پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله در مورد عرضهء احاديث بر قرآن را به منحرفان نسبت مىدهند . « 1 »
و عجيبتر اين است كه بعضى از آنها اين حديث را به زنادقه و خوارج نسبت دادهاند و گفتهاند :
زنادقه و خوارج اين حديث را جعل كردهاند ! « 2 »
ابوبكر بيهقى مىگويد : « حديثى كه در مورد عرضهء روايت بر قرآن نقل شده ، باطل است ، زيرا در ابتدا خودش را نقض مىكند ، چون در قرآن هيچ دلالتى بر عرضه كردن حديث بر قرآن وجود ندارد » « 3 » و به طور مطلق گفتهاند : « سنت در مورد كتاب قضاوت مىكند ؛ ولى كتاب در مورد سنت قضاوت نمىكند » . « 4 »
خَطّابى در شرح بر سنن ابى داود نوشته است : « آنچه را كه بعضى روايت كردهاند كه پيغمبر فرموده است : « اگر حديثى براى شما نقل شد ، آن را بر كتاب خداوند عرضه كنيد ، اگر موافق كتاب خدا بود ، آن را قبول كنيد ؛ و الا باطل است » ، هيچ سندى ندارد ( ! ) و زكريا ساجى از يحيى بن مَعين نقل كرده است : « اين حديث را زنادقه جعل كردهاند » . « 5 »
علامهء محقق سيد مهدى روحانى در كتاب بحوث مع اهل السنّة والسلفيه اين موضوع را بحث كرده است و نتيجه گرفته است كه : « اين احاديث - يعنى احاديث عرضهء حديث بر كتاب خدا - ناظر به قبول موافق و ردّ مخالف است ؛ اما آنچه كه موافق يا مخالف كتاب خدا نيست ، تحت مجموعهء حجيّت اخبار باقى مىماند و نبودن معناى حديث فوق در كتاب خدا دليل بر مخالفت اين حديث با كتاب خدا نيست .
2 - ما بايد با اعتماد بر قرآن كريم ، شخصيت رسول اكرم صلى الله عليه و آله را كه والاترين انسانى است كه روى كرهء زمين وجود داشته و دارد ؛ تعريف كنيم . او متصّف به فضل و كمال و به دور از هر عيب و نقصى
هامش
( 1 ) . جامع بيانالعلم ؛ ابىعمر ، ج 2 ، ص 233 .
( 2 ) . بحوث مع اهل السنّه والسلفيه ، ص 68 به نقل از جامع بيانالعلم ، ج 2 ، ص 233 .
( 3 ) . از دلايل النبوة ؛ بيهقى ، ج 1 ، ص 26 .
( 4 ) . سننالدارمى ، ج 1 ، ص 145 و تأويل مختلفالحديث ، ص 199 و جامع بيانالعلم ، ج 2 ، ص 234 و مقالات الاسلاميين ، ج 2 ، ص 324 .
( 5 ) . عونالعبود فى شرح سنن ابى داود ، ج 4 ، ص 329 .