شايد منظور كميت از راز ، مطلبى باشد كه إبن عبد ربّه اندلسى آن را در كتاب العقد الفريد اين گونه آورده است : « حَجّاج به عبدالملك نوشت : جانشين هر مردى در ميان خانوادهاش گرامىتر از فرستادهاش به سوى آنها مىباشد و به اين ترتيب خلفا منزلتى بالاتر از رسولان دارند » . « 1 »
اگر اين راز پنهان در دلشان بوده ، به مدت طولانى مخفى نمانده است ؛ زيرا زمانى كه حَجاج به حجّ رفت و حاجيان را مشاهده كرد كه دور قبر رسول اكرم و منبر آن حضرت در مدينه طواف مىكنند ؛ گفت : « نفرين بر اينها كه در اطراف چوبها و مقدارى استخوان پوسيده مىچرخند ! چرا اينها قصر اميرالمؤمنين عبدالملك را طواف نمىكنند ؟ ! آيا نمىدانند كه خليفهء يك مَرد ، از رسولش بهتر است ؟ ! »
مبرِّد مىگويد : « اين سخن باعث شد كه فقها به كفر حجاج فتوا دادند » . « 2 »
يعقوبى روايت كرده است : « هنگامى كه ابن زبير بر مكه و حجاز مسلّط شد از حُجّاج بيعت مىگرفت . وقتى كه عبدالملك از اين موضوع مطلع شد ؛ مردم را از سفر به حج باز داشت . مردم شكايت كرده و گفتند : آيا ما را از حجّ بيتاللهالحرام باز مىدارى در حالى كه بر ما واجب است ؟ ! او در جواب گفت : اين ابن شهاب زهرى است كه روايت مىكند كه رسول خدا صلى الله عليه و آله فرمود : « مسافرت نكنيد مگر به سوى سه مسجد : مسجدالحرام و مسجد من و مسجد بيتالمقدس » كه آن به جاى مسجدالحرام خواهد بود ! و اين صخرهاى كه روايت شده : رسول خدا صلى الله عليه و آله هنگام عروج به آسمان پايش را بر آن گذاشت ، براى شما به منزلهء كعبه است ! و دستور داد كه بر آن صخره قبه و بارگاهى بسازند و پردههاى ديبا بر آن آويزان كردند و خادمانى براى آن گماشتند و مردم شروع به طواف بر آن كردند ؛ همان گونه كه اطراف كعبه طواف مىكردند ! و اين كار در زمان بنىاميه ادامه داشت . « 3 »
جاحظ در بعضى از آثارش به اين مطلب اشاره كرده و گفته است : « هاشميان افتخار مىكنند كه
هامش
( 1 ) . عقدالفريد ، ج 2 ، ص 354 .
( 2 ) . الكامل ؛ مبّرد ، ج 1 ، ص 222 و سنن ابى داود ، ج 4 ، ص 209 و شرح نهجالبلاغة ، ج 15 ، ص 242 از كتاب افتراق هاشم و عبد شمس ، از ابى عباسِ دبّاس و نصايح الكافية ؛ جاحظ ، ص 81 . دكتر طه حسين در كتاب الايام بحثى را در مورد اين مطلب نقل كرده است .
( 3 ) . تاريخ يعقوبى ، ج 2 ، ص 216 و حياةالحيوان ، ج 1 ، ص 66 و البداية والنهاية ، ج 8 ، ص 208 و الانافة فى معالم الخلافة ، ج 1 ، ص 129 و نك به بحثى در اين مورد در السنة قبلالتدوين ، ص 502 - 506 .